PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : سعدی



  1. درديست درد عشق که هيچش طبيب نيست
  2. ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگست
  3. دوست می‌دارم من این نالیدن دلسوز را
  4. رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما
  5. سلسله ی موی دوست حلقه ی دام بلاست
  6. صبر کن ای دل که صبر سیرت اهل صفاست
  7. ما از تو به غیر از تو نداریم تمنا
  8. ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست
  9. نظر خدای بینان طلب هوا نباشد
  10. پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را
  11. هر چه خواهی کن که ما را با تو روی جنگ نیست
  12. مشنو ای دوست كه غیر از تو مرا یاری هست
  13. با فراقت چند سازم برگ تنهاییم نیست
  14. خوشتر از دوران عشق ایام نیست...
  15. شبی یاد دارم که چشمم نخفت
  16. هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم
  17. در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
  18. چون تشنه جان سپردم آنگه چه سوددارد/آب ازدوچشم دادن برخاک من گیارا
  19. تفاوتی نکند قدر پادشایی را/که التفات نکند کمترین گدایی را
  20. دیدار یار غایب، دانی چه ذوق دارد / ابری که در بیابان، بر تشنه ای ببارد
  21. صبح می‌خندد و من گریه کنان از غم دوست
  22. بيا بيا كه مرا با تو ماجرايي هست/بگوي اگر گنهي رفت و گر خطايي هست
  23. به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست
  24. از در درآمدی و من از خود به درشدم
  25. امشب سبکتر می‌زنند این طبل بی‌هنگام را
  26. گـفـته بــودم چــو بــیایــی غــم دل بــا تـو بــگــویــم
  27. ای ساربان اهسته ران
  28. شبی یاد دارم که چشمم نخفت
  29. چنان در قید مهرت پای بندم
  30. الا به غمگساران......
  31. پیش قدمت مردن خوشتر که به هجرانت
  32. سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی ......
  33. همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
  34. آن یکی الله می‌گفتی شبی /تا که شیرین می‌شد از ذکرش لبی
  35. ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی...
  36. آن نه عشقست که از دل به دهان می‌آید
  37. من دوست می‌دارم جفا کز دست جانان می‌برم
  38. زن(همسر) خوب و بد از نگاه سعدی
  39. یاد می‌داری که با من جنگ در سر داشتی
  40. من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی
  41. روز بزرگداشت سعدی (علیه الرحمه)
  42. یار آن بود که صبر کند بر جفای یار
  43. ای نفس خرم باد صبا
  44. شاید که ز مشاطه نرنجیم که زشتیم ...
  45. من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
  46. هر که دلارام دید از دلش آرام رفت
  47. عشق در دل ماند و یار از دست رفت
  48. وه که جدا نمی شود نقش تو از خیال من
  49. اول دفتر به نام ایزد دانا / صانع پروردگار حی توانا اکبر و اعظم (غزل1)
  50. ای نفس خرم باد صبا / از بر یار آمده‌ای مرحبا (غزل 2)
  51. روی تو خوش می‌نماید آینه ما / کآینه پاکیزه است و روی تو زیبا (غزل 3)
  52. اگر تو فارغی از حال دوستان یارا / فراغت از تو میسر نمی‌شود ما را (غزل4)
  53. شب فراق نخواهم دواج دیبا را / که شب دراز بود خوابگاه تنها را (غزل 5 )
  54. پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را / الله الله تو فراموش مکن صحبت ما را (غزل 6)
  55. مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا / گر تو شکیب داری طاقت نماند ما را (غزل 7 )
  56. ز اندازه بیرون تشنه‌ام ساقی بیار آن آب را / اول مرا سیراب کن وان گه بده اصحاب (غزل 8)
  57. گر ماه من برافکند از رخ نقاب را / برقع فروهلد به جمال آفتاب را ( غزل 9 )
  58. با جوانی سرخوشست این پیر بی تدبیر را / جهل باشد با جوانان پنجه کردن پیر را ( غزل 10 )