PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : شرمندگی و سرافکندگی معاویه در مقابل امام حسن مجتبی (ع)



zahra mirmehdi
27-10-2013, 21:18
داستانی از معاویه ( علیه اللعنة و الهاویة ) نقل شده که وقتی در زمان حکومت خودش در مجلسی که اعیان و اشراف اجتماع تشکیل داده بودند و حضرت امام مجتبی (ع) نیز آنجا حاضر بود ، او خواست اهانتی به امام (ع) کرده و به زعم خود آن حضرت را خجل کند ، رو به امام (ع) کرد و گفت : در قرآن آمده که : بیان همه چیز در قرآن هست و شما هم مدّعی هستید که عالم به تمام محتویات قرآن می باشید ، حال بفرمایید آیا در قرآن سخنی از ریش من و ریش شما هم آمده است ( پیداست که هدف به استهزاء گرفتن قرآن و امام بوده است ) ؛ امام (ع) محاسن شریفش پرپشت و توپی بود ، امّا معاویه ریشش کم و جسته و گریخته بود ، امام (ع) در جواب او این آیه از قرآن را تلاوت فرمود که : وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يخَْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِى خَبُثَ لَا يخَْرُجُ إِلَّا نَكِدًا ... ؛ سرزمین پاکیزه { و شیرین } گیاهش به اذن پروردگارش می روید امّا سرزمین خبیث بد طینت شوره زار ، جز گیاه نا چیز کم ارزش چیزی از خود بیرون نمی دهد . سوره اعراف آیه 58
یعنی محاسن من مصداق جمله ی اول آیه و ریش نحس تو مصداق جمله ی دوم آیه است . معاویه از این جواب ، شرمنده شد و سر به زیر انداخت.
ای روبهک چرا ننشستی به جای خویش با شیر پنجه کردی و دیدی سزای خویش
-------------------------
ای مگس عرصه ی سیمرغ نه جولانگه توست عِرض خود می بری و زحمت ما می داری