PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : به فرياد من برس که دشمني ستمکار دارم



حبیب الله*
11-06-2014, 17:26
شخصي خدمت حضرت امام حسن مجتبي(عليه السلام) رسيد و عرض کرد: اي فرزند امير مؤمنان! تو را به خدايي که به شما نعمت فراوان داده، به فرياد من برس که دشمني ستمکار دارم که نه حرمت پيران را پاس مي دارد و نه به خردي صغيران ترحم مي کند.
حضرت که تکيه داده بودند، با شنيدن اين سخن، برخاستند و نشستند و فرمودند:
«کيست اين دشمن تا داد تو را از او بگيرم؟»
عرض کرد: دشمن من، فقر و پريشان حالي است.
حضرت اندکي سر به زير افکندند و سپس سر برداشتند و به خدمتکار خود فرمودند:
«آنچه مال نزد تو موجود است، بياور»
او نيز پنج هزار درهم آورد و به آن مرد داد و امام در پايان فرمود: «تو را به خدا سوگند مي دهم که هرگاه بار ديگر اين دشمن به تو حمله ور گرديد و ستم ورزيد، او را نزد من بياور تا او را از تو دور گردانم»
منبع : سيد محمد رضا غياثي کرماني، سيره اخلاقي امام حسن مجتبي(عليه السلام)، مؤسسه انتشارات حضور، 1385، چ1، صص24و25؛ به نقل از: بحارالانوار، ج43، ص 350.