+ ارسال نظر
صفحه 2 از 19 نخستنخست 123456789101112 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 11 به 20 از 187

موضوع: وصیت نامه ی شهدا

  1. #11
    مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان خادم الزینب آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    مازندران
    نوشته ها
    13,433
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    پیش فرض وصیت نامه شهید علی صیاد شیرازی

    وصیت نامه شهید علی صیاد شیرازی




    خداوندا! اين تو هستي که قلبم را مالامال از عشق به راهت، اسلامت، نظامت و ولايتت قرار دادي.
    خدايا تو مي‌داني که همواره آماده بوده‌ام آنچه را که تو خود به من دادي در راه عشقي که به راهت دارم نثار کنم، اگر اين نبود آنهم خواست تو بود.
    پروردگارا! رفتن در دست توست، من نمي‌دانم چه موقع خواهم رفت، ولي مي‌دانم که از تو بايد بخواهم مرا در رکاب امام زمان (علیه السلام) قرار دهي و آنقدر با دشمنان قسم خورده‌ات بجنگم تا به فيض شهادت برسم.
    از پدر و مادرم که حق بزرگي بر گردن من دارند مي‌خواهم مرا ببخشند، من نيز همواره برايشان دعا کرده‌ام که عاقبتشان به خير باشد.


    از همسر گرامي و فداکار و فرزندانم مي‌خواهم که مرا ببخشند که کمتر توانسته‌ام به آنها برسم و بيشتر مي‌خواهم وقف راهي باشم که خداوند متعال به امت زمان ما عطا فرموده،‌ آنچه از دنيا برايم باقي مي‌ماند حق است که در اختيار همسرم قرار گيرد...
    خداوندا! ولي امرت حضرت آيت‌الله خامنه‌اي را تا ظهور حضرت مهدي (علیه السلام) زنده و پاينده و موفق بدار،
    آمين يا رب‌العالمين‌ / من‌الله التوفيق / یا حق
    دعا بکن؛
    ولی اگر اجابت نشد؛
    با خدا دعوا نکن؛
    میانه ات با او به هم نخورد؛
    چون تو جاهلی؛
    و او عالم و خبیر ...


    چیزی و نفهمیدی منکرش نباش...

  2. # ADS
    Circuit advertisement
    تاریخ عضویت
    Always
    محل سکونت
    Advertising world
    نوشته ها
    Many
     

  3. #12
    مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان خادم الزینب آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    مازندران
    نوشته ها
    13,433
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    پیش فرض وصيت نامه شهيد نواب صفوي



    وصيت نامه شهيد نواب صفوي


    بسم رب الشهداء و الصديقين


    هوالعزیز
    بسم الله الرحمن الرحیم
    به نام مقدس آخرین وصی و قائم آل محمد پیشوای غایب جهان و بشر وجود منزه امام زمان اعلی منزلت والا پایگاه مهدی عجل الله تعالی فرجه و حقق آمالنا و فیه آمین الله العالمین


    برادران مسلمانم در سراسر دنیا، دوستان ثابت قدم خدا و محمد و آل محمد (ص) السلام علیكم و رحمه الله و بركاته ان الدنیا قد ادبرت و ان الاخره قد اقبلت. همانا دنیا از ما رو گردانده و آخرت به ما رو كرده است، آنچه از عمر ما گذشت و فانی شد از دنیا بود و آنچه بسوی ما رو كرده و بسویش شتابان می‌رویم آخرت است. پس بكوشید از ابناء این گذشته فانی نبوده از ابناء آن آینده حتمی باشید و خود را برای آن سرای جاوید آماده نمایید.
    (آه من قلة الزاد و بُعد السفر) امیر المومنین وجود اقدس علی (ع) كه جهانی پر از عشق و معرفت خدا بود و جهانی معرفت باید تا به شخصیتش كمی پی برد و جهان، وجود همانندش را پس از پسرعموی كرامش صلی الله علیه و آله ندیده و نخواهد دید, از قلت توشه و دوری و هیبت این سفر می‌نالید، بیایید و از خواب خرگوشی برخیزید و بپرهیزید از اینكه به بازی آزمایشی دنیا فریب خورده و آلوده شوید و تمام براهین استوار و آیات منیره خدا و حقایق نوربخش جهان را كه بسوی خدا و معاد از راه انبیاء عظام علیهم السلام و محمد و آل محمد (ص) رهبری می‌كنند فراموش كنید.
    ندایی در رویا رسیده كه گویا رفتنی هستم
    آه، آه، حاشا و كلا خدا نخواهد كه من و شما در زمره خاسرین و بدبختان قیامت و اصحاب جحیم شمرده شویم.
    آه، بشری كه تاب مشقات آسان و زودگذر دنیا را نداشته در مصیبت كوچكی متزلزل و عاجز گردیده بی‌تاب می‌شوی چگونه تن ناتوان و زبون را مهیای آن آتشی می‌كنی كه از غضب قهار خدای آتش و آب مشتعل گردیده است.
    آه، عجبا این بشر ضعیف كه با این سرعت ورود و خروجش از این آزمایشگاه دنیا طی گردیده هم آغوش خاك تیره می‌گردد با اینكه برای اصطبل و رباط هم معتقد است كه باید از سوی صاحبش قانون و دین و مقصودی باشد چگونه قانون و نظام دین و مقصود خدای جهان و نماینده و نماینده عزیزش وجود اقدس پیغمبر اسلام حضرت محمد ابن عبدالله صلی الله علیه و آله توجهی نكرده محیط فكر و زندگی خود را از طویله و اصطبل هم تنزل داده خود را برای همیشه در آتش جهل و شهوت پستش كه افروزنده آتش غضب خداست می‌سوزاند؟
    (اولئك كالانعام بل هم اضل) اینان مثل حیواناتند بلكه گمراه‌ترند.
    آه، ای برادران، شما برای اتمام حجت حق و كسب رضای رحمان و طاعتش و برای نجات و تبرئه خود در پیشگاه عظیم خدای عزیز (و معذره الی ربكم) حق را بگویید و تبلیغ كنید و این بیچارگان را از بیچارگی فردا خبر دهید. و انذار نمایید و عدم رضای خودتان را نسبت به معاصی و نافرمانیها و تبهكاریها و طغیانهای آنها اعلام دارید (اما شاكراً و اما كفوراً) یا هدایت پذیر گردیده و یا كفران می‌كنند.


    خدای عزیز از طاعتشان بی‌نیاز بوده از معصیت آنها هم حكومت بی‌زوالش زیانی نبیند و جهنمش وسیع بوده (تقول هل من مزید) میگوید آیا سركش و عاصی بیشتری هستی؟ و الفاظ و فلسفه‌های پوچ و مظاهر رنگین و قدرتها و ژست‌ها و لباسهای فریبنده دنیا در آنجا ذلیل و پوسیده گردیده و دردی دوا نمی‌كند و به كاری نمی‌خورد.
    آه از این غیبت طولانی، آه، برادران،‌ من دیدم و دیده هر عاقلی می‌بیند كه محبت خدا از هر محبتی شیرین‌تر و اطاعت فرمانش از اطاعت شیطان و شهوت و نفس گرامی‌تر و پرهیز از عذاب آینده جاویدی كه انبیاء برای بدكاران وعده كرده‌اند از پرهیز معصیتهای زودگذر دنیا عاقلانه‌تر و امید به رحمت و نعمت و لذت الهی حتمی و بی‌آلام بهشت از امید به ذلت فانی و خیالی احتمالی دنیا پابرجاتر و استوارتر می‌باشد و گردانیدن عنان وفا و عاطفه و محبت و غیرت بسوی آفریننده عزیز وفا و غیرت و محبت و غیرت نزدیكتر و صحیح‌تر و به حق و به جا بوده و پروانه شمع محبت او گردیدن و در راهش سوختن و به دریای رحمت و لطفش پیوستن سعادتی است كه در زیر آسمان علم و عقل و وجود شهیرش فوق هر عنقا و همایی است كه در خاطرها خطور كند و در تصور اندیشه كنندگان بگنجد.
    آه به راه او خواستم كه دنیا را در برابر حقایق اسلام تسلیم نموده اسلام و مسلمین جهان را از چنگال جهل و شهوت و ظلم نجات داده احكام منور اسلام را اجرا نموده حیات نوینی با نشر اشعه معارف اسلام بر پیكر مردگان بشر امروز به یاری او ببخشم و حقیقت حیات انسانیت را جلوه‌گر سازم و اگر هزار سال هم بر این منوال پرچم فداكاری راه خدا و محمد و آل محمد را به یاری ذات اقدسش بدوش ناتوان خویش می‌كشیدم عاقبت مرگ بوده باید همه اینها مقدمه تحصیل رضای خدا می‌بوده باشد تا برای قلب شفا و نوری و برای آخرت، سرافرازی و سودی داشته باشد و الا هیچ، و خدا از اینها همه بی‌نیاز بوده و می‌باشد (نیته المومن خیر من عمله) و نیت مومن بهتر از عملش بوده خدا به نیت پاك لطف می‌كند و بس. امید است به لطفش نیت پاكی و عشق سرشاری نسبت به ذاتش مرحمت فرموده به فضلش با ما رفتار فرماید.
    الحقنا الله بالحسین و جده و امه و ابیه و اخیه و ولده آمین الله العالمین.
    فراموش نكنید كه راه راست از هر كجا كج شد بیراهه و به سوی هلاكت است.
    و پس ای پیغمبر، راه از خانه اوصیاء او علی و یازده فرزند عزیزش تا امام زمان بوده كه زنده و غایب است (و بملا الله الارض به قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا) كه به اتفاق احادیث مسلمین (شیعه و سنی) خدا به وسیله او زمین را پر از عدل و داد می‌كند بعد از آنكه پر از ظلم و جور شود، انشاء الله.
    خداحافظ، بر شما وفاداران راه خدا همگی سلام. تهران، به یاری خدای توانا.

    برادر شما سید مجتبی نواب صفوی
    24جمادی الاولی 1374 هجری قمری 29 دیماه 1333 هجری شمسی

    goftomanedini.com
    دعا بکن؛
    ولی اگر اجابت نشد؛
    با خدا دعوا نکن؛
    میانه ات با او به هم نخورد؛
    چون تو جاهلی؛
    و او عالم و خبیر ...


    چیزی و نفهمیدی منکرش نباش...

  4. #13
    مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان خادم الزینب آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    مازندران
    نوشته ها
    13,433
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    پیش فرض

    فرازهایی از وصیت نامه شهید محمود ربیعی

    بسم الله الرحمن الرحیم

    به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان

    سلام علیکم

    به نام ایزد دانا که عالم را آفرید و بر تمام موجودات از بزرگترین تا کوچکترین آنها هستی بخشید

    چند سخن با شما سروران عزیز دارم:اول پدر و مادر مهربانم:ای عزیزانی به خاطر بزرگ نمودن من زحمت های بسیاری را متحمل شدیداز شهادت من هیچ ناراحت نباشیدبلکه افتخار هم بنماییدواین را قبول کنید که من امانتی بودم از طرف خداوند متعال پیش شما.مرا حلال کنیدهرچند نتوانستم فرزند لایقی برای شما باشم وحقیرانه می خواهم که کمتر بر سر قبر من گریه کنید.

    چند سخن با شما برادران وخواهران مهربانم:از برادران وخواهران مهربانم می خواهم مرا ببخشند و نماز را حتی الامکان به جماعت به پا دارندوامام را تنها نگذارند واز دو فرزند شهید نورالله کمانی طلب بخشش می نمایم زیرا که آنها حق بسیاری بر گردن من داشتند.واز برادران دلسوزم می خواهم اسلحه زمین افتاده مرا بردارند وبر قلب دشمن بتازند. چند سخن با شما دوستان رفقا واهل فامیل دارم:

    از کلیه دوستان و اهل فامیل طلب بخشش مینمایم و می خواهم به این بیانات امام عنایتی داشته باشند: ((ما از خداوند می خواهیم که قلوب ما را تغییر دهد.تا بفهمیم که برای چه در این دنیا آمدیم وباید چه بکنیم وچطوراز این دنیا برویم.یک مرگ حیوانی نباشد به یک نحوی باشد که ما انبار نکنیم معاصی را در آنجا و روسیاه باشیم در نزد شهدا و خداوند تایید کند مارا و همه ما آدم شویم.اسلام آمده است تا آدم درست کندهمه انبیا برای این معنا آمده اند خدایا دلهای این هایی که مخالف جمهوری اسلامی هستند برگردان تا آدم شوند ما باید این جنگ را ادامه دهیم تا وقتی که انشا الله پیروزی حاصل شود.))

    و این پیروزی به گفته حضرت امام نزدیک است انشا الله و در آخر درخواست می کنم که جنازه ی ای حقیر را در شهرستان خمین روستای خان آباد(احمد آباد)دفن کنند.در کنار دیگر شهدای آن روستا.

    خداحافظ شما دوستان وآشنایان

    تاریخ تولد:۱۳۴۷

    تاریخ شهادت:۶/۶/۱۳۶۵

    محل شهادت:عملیات کربلای ۵ شلمچه
    khanabadd.com
    دعا بکن؛
    ولی اگر اجابت نشد؛
    با خدا دعوا نکن؛
    میانه ات با او به هم نخورد؛
    چون تو جاهلی؛
    و او عالم و خبیر ...


    چیزی و نفهمیدی منکرش نباش...

  5. #14
    مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان خادم الزینب آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    مازندران
    نوشته ها
    13,433
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    پیش فرض

    وصیت نامه شهید قدیر سعادت

    قدیر سعادت سال 1351 در شهر کرمان و در خانواده ای پاک و مذهبی دیده به جهان گشود .
    در طول زندگی کوتاه خود در این دنیا معارفی را کسب کرد که وصیتنامه پربار او گویای چنین مطلبی است .
    این شهید بزرگوار در سال 1367 و در منطقه عملیاتی شلمچه به شهادت رسید .
    روحش شاد و یادش گرامی



    الَّذینَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فی سَبیلِ اللّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللّهِ وَ أُولئِک هُمُ الْفائِزُونَ. (توبه،20)
    «کسانی که ایمان آوردند و هجرت کردند و جهاد نموده اند، در راه خدا با مال ها و جان هایشان همانا اجری عظیم دارند نزد پرودگار وهمینان رستگاران عالمند.»

    خدایا! چگونه سپاس گویم این نعمت های بی شماری را که به من ارزانی داشته ای بالاخص رسول اکرم صل الله علیه وآله که خاتم انبیاء است و درود و سلام بر ائمه اطهار سلام الله علیها مخصوصاً به حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا له الفداء و با سلام به شهدای اسلام بالاخص شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و با سلام به رزمندگان اسلام و با نفرین و لعن به دشمنان اسلام بالاخص آمریکای جنایتکار و شوروی پلید وبا آرزوی مرگ و عذاب عظیم برای صدام جنایتکار این دیو خون آشام و حیوان پست تر از هر حیوان.
    من، این بنده عاصی و ناچیز خود،قدیر سعادت که خداوند بر من منت نهاد و آگاهم ساخته و حق را شناخته و برای یاری حق به سوی جبهه های نبرد حق علیه باطل عزیمت نموده، وصیت نامۀ خود را به همه پویندگان راه سرخ حسین(ع) و به همه مردانی که عاشقانه به دنبال ندای حسین زمان، خمینی کبیر لبیک گویان حرکت نموده اند این گونه اعلام می دارم:
    وصیت من ابتدا برای آن جماعتی است که در خواب غفلت فرورفته و دل به دنیا بسته و آخرت را فراموش نموده و مرید شیطان شده‌اند و مطیع اوامر بیگانه که با اسلام کینۀ دیرینه دارند.
    از خواب غفلت بیدار شوید و به خود آیید و انسانیت خود را باز یافته و به فرمودۀ سرور آزادگان جهان حسین بن علی علیه السلام که فرمود: اگر دین ندارید آزاد مرد باشید و حقانیت نظام جمهوری اسلامی را و حقانیت رهبری و ولایت فقیه را که همانند خورشیدی درخشان است نپوشانید و همگام با امت حزب الله و شهید پرور برای برقراری نظام جمهوری اسلامی در جهان بکوشید.

    و دیگر ای برادران رزمنده و ای ملت سلحشور و شهید پرور، لحظه ای سنگرها را خالی نگذارید و استوار و پر صلابت چون کوه در مقابل تهاجمات دیو صفتان بعثی ایستاده و ملت در بند عراق و بعد هم ملت های دیگر سرزمین های اسلام را از چـنگ دشمنان اسلام نجات دهید و لحظه ای از یاد خدا غافل نشوید و عبادت خدا را فراموش نکنید و تقوی و ترس از خدا را پیشه کنید.
    که من تولدی دیگر یافته ام و به سرزمینی خواهم رفت که جاودانه است و محبوبم را خواهم یافت و ای مادرم تو را قسم می دهم به خداوند که در سوگ من زینب وار برای حسین علیه السلام گریه نمایی، نه برای من که مظلوم تر از حسین علیه السلام در جهان نمی باشم و کسی مظلوم تر از حسین یافت نمی شود.
    دعا بکن؛
    ولی اگر اجابت نشد؛
    با خدا دعوا نکن؛
    میانه ات با او به هم نخورد؛
    چون تو جاهلی؛
    و او عالم و خبیر ...


    چیزی و نفهمیدی منکرش نباش...

  6. #15
    مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان خادم الزینب آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    مازندران
    نوشته ها
    13,433
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    Red face وصیت نامه شهید 16 ساله رضا افشاری

    وصیت نامه شهید 16 ساله رضا افشاری


    آن شب، رضا حال و هوای عجیبی داشت. تا دیر وقت بیدار بود و در اتاق چیزی می نوشت. پس از ساعتی به نزد برادرش آمد و از او خواست که آن نوشته را امضا کند و نزد خود نگه دارد. برادر به کاغذ نگاه کرد.

    بالای کاغذ نوشته شده بود: «وصیتنامه رضا افشاری»..

    رضا، دانش آموز سال اول دبیرستان بود، اما همچون پرنده ای که در قفس پر و بال بزند، برای جبهه دلتنگ بود.
    تمایلی به رفتن به دبیرستان نداشت و دلش «کربلایی» شده بود، ولی کم سنی او، دلیل نارضایتی پدر و مادرش بود.

    روزی در کنار مادر نشست ـ آرام و سر به زیر ـ پس از چند دقیقه که سر بلند کرد،

    اشک هایش بر گونه هایش غلتیدن گرفته بودند. با بغض رو به مادر کرد و پرسید:

    مادر جان! آیا من از حضرت قاسم ـ نوجوان کربلا ـ بالاترم؟

    مادر که نام قاسم را شنید، دلش لرزید.

    رضا را در آغوش گرفت و بریده بریده گفت: عزیزم!

    اگر دوست داری به جبهه بروی، برو. تو را به امام حسین (ع) سپردم. رضا دست مادر را غرقه بوسه کرد... .



    قرار شد، اول آبان، به همراه گروهی از بسیجیان به جبهه برود.

    آن شب، رضا حال و هوای عجیبی داشت.

    تا دیر وقت بیدار بود و در اتاق چیزی می نوشت.

    پس از ساعتی به نزد برادرش آمد و از او خواست که آن نوشته را امضا کند و نزد خود نگه دارد. برادر به کاغذ نگاه کرد. بالای کاغذ نوشته شده بود: «وصیتنامه رضا افشاری»...

    صبحانه آماده شده بود و سفره پهن بود، ولی رضا شوق رفتن داشت.

    بدون صبحانه برخاست و به سمت مسجد سیدالشهدا (ع) محل تجمع بسیجیان برای رهسپار شدن به جبهه حرکت کرد.

    ساعتی گذشت و خانواده ها با عزیزانشان آخرین خداحافظی ها را می کردند.

    پدربزرگ به عصایش تکیه زده بود و آن دو را نگاه می کرد.

    رضا به سوی پدربزرگ رفت، او را در آغوش کشید و از او هم خداحافظی کرد

    رضا با یک دست لباس بسیجی، در میان بسیجیان می درخشید.

    پیرامون او را مادر و مادربزرگ و پدربزرگ و چند نفر از فامیل دوره کرده بودند.

    رضا نگاهی به مادر کرد و با خوشحالی گفت:

    مادر جان، از تو و پدر عزیزم سپاسگزارم که اجازه دادید به جبهه بروم.

    خم شد که دست مادر را ببوسد، ولی مادر نگذاشت و صورت رضا را بوسید و او را بویید.

    پدربزرگ به عصایش تکیه زده بود و آن دو را نگاه می کرد.

    رضا به سوی پدربزرگ رفت، او را در آغوش کشید و از او هم خداحافظی کرد.

    ناگهان پدر از دور برای رضا دست تکان داد.

    رضا با خوشحالی به سوی پدر رفت. پدر با جعبه ای شیرینی به جمع آنان پیوست و جعبه شیرینی را باز و بین بچه های بسیجی تقسیم کرد... .


    دیگر زمان جدایی بود. رضا از همه حلالیت طلبید و سوار شد. می دوید؛ پرواز می کرد و دل ها را با خود می برد... .



    رضای شانزده ساله، به جبهه سومار رفت.

    بسیجی نوجوان شهرستان بیجار از خطه قهرمان پرور کردستان، همسنگر جوانمردانی از ایران اسلامی شد تا راه را بر دشمن متجاوز، سد کنند و زبونی و سرافکندگی را به بعثیون از خدا بی خبر پیشکش نمایند.




    رضا مقاومت کرد.

    حماسه ها ساخت. افتخار آفرید و سرانجام در 28 آبان ماه سال 1359 به قافله عاشوراییان پیوست و مهمان حضرت قاسم بن الحسن (ع) شد.

    حماسه رضای شانزده ساله و هزاران دانش آموز شهید و ایثارگر دفاع مقدس، همواره درس عزت و آزادگی را به جهانیان خواهد آموخت.
    دعا بکن؛
    ولی اگر اجابت نشد؛
    با خدا دعوا نکن؛
    میانه ات با او به هم نخورد؛
    چون تو جاهلی؛
    و او عالم و خبیر ...


    چیزی و نفهمیدی منکرش نباش...

  7. #16
    مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان خادم الزینب آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    مازندران
    نوشته ها
    13,433
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    Red face وصیت نامه شهید حسین بیدُخ ... پایان نامه ای که با خون امضا شد

    وصیت نامه شهید حسین بیدُخ ... پایان نامه ای که با خون امضا شد


    نام: حسین بیدُخ
    تاریخ ولادت: 1342
    تاریخ شهادت: 2/1/1361
    محل شهادت: تپه چشمه (عملیات فتح المبین)
    محل خاکسپاری: شهید آباد دزفول



    شهید حسین بیدخ ، متولد سال 1342 در دزفول ، یکی ازعلی اکبرهای حسین زمان بود که به سال 1361 موفق به کسب مدرک شهادت شد در مکتب روح الله. کربلایش تپه چشمه شد و قبل از شهادت در پادگان دوکوهه وصیت نامه ای نوشت که حاوی منطق کوبنده و مرام پر از جاذبه ی اوست. کلمه به کلمه ی این وصیت نامه درس عشق است و آیات قرآن است که در آن متجلی شده. توحید و معاد و عدل و نبوت ممزوج با امامت و ولایت بر آن سایه افکنده و بلاشک رموزی است در این وصیت نامه .

    ***

    باز هم دوباره سرنوشت حکم به این داده که ما باید همه سختیها و دردها را … پذیرا شویم تا فردای خویش را خود تأمین کنیم. مهم نیست. برای نپذیرفتن زور درد را می پذیریم. بگذار برادرانمان، عیدیان ها ، قاسم زاده ها ، شوشی ها ، شهید شوند ، پاره شوند ، اما ما را تحمل پذیرش ظلم نیست. مهم نیست چقدر درد می کشیم ، سختی ها را پذیرا می شویم.
    مهم ، مهمتر دیگری است بنام اسلام. ما را تحمل این نیست که پای هیچ مزدوری به خاکمان رسد و دست هیچ مزدوی به ناموسمان. سال ها صبر کردیم تا 22 بهمن را به چشم دیدیم.کی حاضر است حال به خاطر چندین ماه و یا به فرض سال دوباره به چاه بزرگتری افتید. ما وارثان خط سرخ تشیع ایم. پیروان پاک علییم. جانبازان محمدیم. همرهان خمینی ایم و وارثان خطی سرخ از خون بر صفحه خونبار تاریخیم.
    ابوذر، میثم تمار، عمار، بلال ، اینان همرهان ما ، همدردان ما ، هم کیشان ما ، وهم کاسه های ما هستند. ما در زمانی و آنها در جایی. آنان نه گفتند و ما را جز نه گفتن چاره ای نیست. دیگر حاضر نیستیم دست را به علامت تسلیم بالا بریم. سالها بردیم ، حالا دیگر نه.
    دین ما ، راه ما با نه آغاز شد ، و ما نیز راهمان و دینمان با نه شروع شد. و تا ابد هرگز و هیچگاه در هیچ جا نه ما آری نخواهد شد. سالها و قرنها همراه مسیر رودهای دنیا حرکت کردیم. در منجلابها غرق شدیم. در آبشارها به دره افتادیم. اما دیگر هرگز در مسیر آنان شنا نخواهیم کرد.شاید طاقت نیاوریم.اما آنگاه آن رود فقط جسد ما را با خود خواهد برد، فقط جسد ما را. زنده ما هرگز در مسیر رود حرکت نخواهد کرد. (دستنوشته ای از شهید حسین بیدخ )
    دعا بکن؛
    ولی اگر اجابت نشد؛
    با خدا دعوا نکن؛
    میانه ات با او به هم نخورد؛
    چون تو جاهلی؛
    و او عالم و خبیر ...


    چیزی و نفهمیدی منکرش نباش...

  8. #17
    مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان خادم الزینب آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    مازندران
    نوشته ها
    13,433
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    پیش فرض وصيت‌نامه شهيد جواد جليلي

    وصيت‌نامه شهيد جواد جليلي



    بسم‌الله‌الرحمن الرحيم

    درود خداوند متعال بر تو باد اي رهبر عالي قدر و بزرگوار سلام شهيدان ايران ...حسين جان! جوانان ما در جبهه‌ها به ياد تو سينه‌هاي خود را جلوي گلوله‌هاي سبك و سنگين قرارمي دهند و...



    ... جان خود را مي‌دهند پروردگارا من مي‌دانم تو ما را خلق كردي و تو به ما جان داده‌اي....خداوندا مرا ياري كن اگر تو ياري نكني ياوري جز تو ندارم و اي مردم مسلمان اين خون پاك شهيدان است كه پيچ و خم قلاب را صاف و هموار مي‌كند كه شايد با ريخته شدن اين خونهاي پاك كساني كه در ناداني هستند بهراه الله نماينده شوند و از شما مردم مسلمان و دوستان و آشنايان تقاضا مي‌كنم كه با انقلاب به حالت سستي برخورد نكنيد انقلاب هدف بزرگي را دنبال كرده است و از شما مي‌خواهم كه جلوگيري از فرزندان خود نكرده و بگذاريد راهي راه مي‌خواهند بروند و اگر كسي مانع از رفتن فرزندش به جبهه‌هاي جنگ شود به خدا قسم مسئول است..... خدايا تو را شكر مي‌كنم كه به من قدرت تشخيص حق از باطل را دادي و خدايا تو را شكر مي‌كنم كه رهبرم را شناساندي كه به من چنين پدر و مادري دادي خدايا تو را شكر مي‌كنم كه مرا در ناداني نميراندي مادر عزيزم مي‌دانم كه شما را اذيت كردم و براي شما نتوانستم فرزند خوبي باشم.... بعد از مردن من حجله‌اي براي من مگذاريد چون درنزد خدا هيچ ارزشي ندارد گل بر سر قبرم نياوريد چون اين گلها بعد از 2 يا 3 روز پلاسيده مي‌شوند مرا در بهشت‌زهرا (س) دفن كنيد.

    والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
    58/4/1361 جواد جليلي
    دعا بکن؛
    ولی اگر اجابت نشد؛
    با خدا دعوا نکن؛
    میانه ات با او به هم نخورد؛
    چون تو جاهلی؛
    و او عالم و خبیر ...


    چیزی و نفهمیدی منکرش نباش...

  9. #18
    مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان خادم الزینب آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    مازندران
    نوشته ها
    13,433
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    پیش فرض وصیتنامه شهید 12ساله، شهید رضا پناهی

    فرازهایی از وصیتنامه شهید 12ساله،
    شهید رضا پناهی


    یکبار، بلکه چندبار باید این وصیتنامه را بخوانیم و یا به صدایش گوش دهیم تا بفهمیم که چطور جبهه برای بعضیها دانشگاهی بود که حتی بدون گذراندن تحصیلات مقدماتی، از آن فارغ التحصیل شدند و مدرک خود را از اباعبد ا..(ع) گرفتند. و به راستی چه تفاوتی بین نوجوانان آن زمان و نوجوانان این عصر وجود دارد؟!!

    صفایی ندارد ارسطو شدن
    خوشا پرگشودن، پرستو شدن

    سال 1349 بود که در کرج بدنیا آمد. در خانواده ای مذهبی؛ اما بیشتر از 12 سال نتوانست سنگینی تن کوچکش را بر روح بزرگش تحمل کند و به اصرار، پدر و مادر خود را راضی کرد تا سرانجام در دوازدهمین سال زندگیش ابدی شود. وصیتنامه اش را قبل از اعزام مخفیانه در نواری ضبط کرد و در گوشه ای پنهان؛ که بعد از شهادتش بدست خانواده اش رسید.


    فرازهایی از وصیتنامه شهید 12 ساله، شهید رضا پناهی

    بسم الله الرحمن الرحیم

    مَن طَلَبَنی وَجَدَنی وَ مَن وَجَدَنی عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی عَشَقَنی وَ مَن عَشَقَنی عَشَقتُهُ وَ مَن عَشَقتُهُ قَتَلتُهُ وَ مَن قَتَلتُهُ فَعَلی دِیَتُه وَ مَن عَلی دِیَتُه وَ اَنَا دِیَتُه

    هرکس من را طلب می کند می یابد مرا، و کسیکه مرا یافت می شناسد مرا، و کسیکه من را دوست داشت، عاشق من می شود و کسیکه عاشق من می شود، من عاشق او می شوم و کسیکه من عاشق او بشوم، او را می کشم و کسیکه من او را بکشم، خونبهایش بر من واجب است، پس خون بهای او من هستم.

    هدف من از رفتن به جبهه این است که، اولاً به ندای "هل من ناصر ینصرنی" لبیک گفته باشم و امام عزیز و اسلام را یاری کنم و آن وظیفه ای را که امام عزیزمان بارها در پیامها تکرار کرده، که هرکس که قدرت دارد واجب است که به جبهه برود، و من می روم که تا به پیام امام لبیک گفته باشم. آرزوی من پیروزی اسلام و ترویج آن در تمام جهان است و امیدوارم که روزی به یاری رزمندگان، تمام ملتهای زیر سلطه آزاد شوند و صدام بداند که اگر هزاران هزار کشور به او کمک کند او نمی تواند در مقابل نیروی اسلام مقاومت کند. من به جبهه می روم و امید آن دارم که پدر و مادرم ناراحت نباشند، حتی اگر شهید شدم، چون من هدف خود را و راه خود را تعیین کرده ام و امیدوارم که پیروز هم بشوم.

    پدر و مادر مهربان من! از زحمات چندین ساله شما متشکرم. من عاشق خدا و امام زمان گشته ام و این عشق هرگز با هیچ مانعی از قلب من بیرون نمی رود، تا اینکه به معشوق خود یعنی «الله» برسم. و بحق که ما می رویم که این حسین زمان و خمینی بت شکن را یاری کنیم و بحق که خداوند به کسانی که در راه او پیکار می کنند پاداش عظیم می بخشد. من برای خدا از مادیات گذشتم و به معنویات فکر کردم، از مال و اموال و پدر و مادر و برادر و خواهر چشم پوشیدم، فقط برای هدفم یعنی الله .....

    التماس دعا
    دعا بکن؛
    ولی اگر اجابت نشد؛
    با خدا دعوا نکن؛
    میانه ات با او به هم نخورد؛
    چون تو جاهلی؛
    و او عالم و خبیر ...


    چیزی و نفهمیدی منکرش نباش...

  10. #19
    مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان خادم الزینب آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    مازندران
    نوشته ها
    13,433
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    پیش فرض وصیت نامه شهید علی تجلائی

    وصیت نامه شهید علی تجلائی



    بسم الله الرحمن الرحیم



    با درود به رهبر کبیر انقلاب امام امت و نائب برحق امام زمان (عج) و فرزند حسین (ع) و امید مستضعفان و امید بینوایان و پدر یتیمان و فرزندان شهداء ، سلام بر تو ای آیت خدا و ای حجت زمان سلام و درود محمد و آل محمد (ص) بر تو باد که ملت ما را از خواب غفلت چندین ساله بیدار کردی و هدف ما را در این نهضت به ما نشان دادی و طریق وصول به هدف را و سکوت را و راه قیام و انقلاب را و راه میدان مبارزه را شناساندی ، ای امام و ای رهبر امت و ای پدر روحانی که با بیان خود نفس طاغوتی ما را تزکیه نمودی ، بدان « تا آخرین قطره خونی که در بدن دارم و تا آخرین دم حیاتم مقلد و ماموم تو هستم به خدا سوگند یک لحظه از این عهد و پیمانی که با تو بسته ام نظرم بر نخواهد گشت و آخرین خونی که از بدنم بیرون ریزد نقش خمینی رهبر خواهد بست . زیرا که من این وفاداری را از مکتب کربلا ، از پرچمدار ابا عبدالله (ع) آموخته‌ام و عینیت این وفاداری را از سیدمان و مولایم شهید آیت الله بهشتی آموخته ام. و ای امام امت و ای امید مستضعفان بدان که من مقلد و مطیع امر تو که همان اطاعت از رسول خدا محمد (ص) است می‌باشم و تا آخرین قطره خونم سرباز تو و تو فرماندهم خواهی ماند .



    پیام به پدر و مادر :

    پدر و مادر عزیزم که غم اندوه شهادت برادرم مهدی از دل شما بیرون نرفته لیکن مبادا از شهادت من و برادرم متاثر شوید و هر چه گریه می‌کنید گریه بر مصیبتهای سرور شهیدان و اهل بیت او بکنید ... ای پدر و مادرم خوشحال باشید که در سایه برنامه های تربیتی اسلام توانستید فرزندانی را در خط ولایت و امامت بپرورانید و همچو ابراهیم ، اسماعیل خود را به قربانگاه کربلای ایران و به انقلاب اسلامی که همان تداوم انقلاب انبیاء است نثار کنید و اما پدر و مادرم نه تنها بر مهدی و من و دیگر شهیدان گریه نکنید بلکه گور و مزار ما را هم جستجو مکنید ما همگی در آغوش هم و در کنار همدیگر و در یک بستر و یک رختخواب آرمیده ایم و اما پدرم و مادرم مبادا که شهادت ما شما را به عنوان خانواده شهید دچار غرور کند که این عین غلبه شیطان به قلب و روح انسان است و نیز شما اجر خود را در از دست دادن ما و گریه بر ما نخواهید ، بلکه بر آن باشید قدم در راه ما و در صراط اسلام بگذارید و امام عزیز را تنها مگذارید و در این راه بیندیشید که ما برای چه شهید شدیم و چه راهی را برای رسیدن به مقصود و معبود خود برگزیدیم و در آخر از زحماتی که در طی چندین سال برای تربیت من و برادرانم و خواهرانم کشیده اید تشکر و سپاسگزاری می کنم و از شما می‌خواهم که با لطف و بزرگی خود حق مادری و پدری که بر گردن من دارید مرا حلال کنید و دعا کنید که خداوند متعال از گناهانم در گذرد .

    فرزند شما علی



    پیام به همسر :


    همسرم می‌دانم پس از من بایستی مشکلات زیادی را در تربیت و بزرگ کردن فرزندانی بدون پدر متحمل گردی ، در مرحله اول مژده‌ای دارم به شما خانواده‌ام و دخترانم مریم و حنانه عزیزم و آن بشارت بزرگی است برای شما که خداوند رحمان اگر توفیق شهادت نصیب این بنده گنهکار بنماید آنچنان وعده فرموده سرپرست اصلی شما خداوند متعال خواهد بود که این نعمت و رحمت شامل کمتر خانواده ای می‌شود و تو همسر و فرزندانم حتماً شکر این را بجا آورید و شکرانة این نعمت همان صبر و استقامت در برابر مشکلات و عبودیت کامل به درگاه خداوند متعال می‌باشد .



    امیدوارم ضمن تربیت صحیح دخترانم بایستی مسئولیت پیام‌رسانی خود را به عنوان همسر یک شهید و به عنوان یک زن مسلمان انقلابی حزب الهی در کنار شغل مادریت با تمام حرکاتت ، با تمام اعمالت و با صبر و بردباریت در برابر انبوه مشکلات و با خشمت و نفرتت بر علیه کفر جهانی به انجام رسانی ، زیرا پیام خون و مظلومیت شهدا توسط شما شیرزنان به گوش جهان برسد تا به یاری خداوند متعال و امام زمان (عج) و فرماندهی و رهبری پیامبرگونه امام خمینی (ره) زمینه تشکیل حکومت جهانی اسلامی برای ظهور آقا امام زمان (عج) فراهم گردد . به جامعه نشان بده که چگونه می‌توان در عمل پیرو حضرت فاطمه زهرا (ع) و دخترش زینب سلام الله علیها بود ، و هم مادری خوب بود و هم پیام‌رسانی آتشین که پیامش تاریخ بشریت را تکان دهد .



    آخرین پیام شهید :



    رفتن به جبهه و دفاع از کیان اسلام و قرآن برای مردان خدا تکلیف و امتحان بزرگی محسوب می‌شود زیرا جبهه آزمایشگاه مردان خداست تا کفر و شرک و الحاد و نفس از بنیان ریشه‌کن گردد و برای این آزمایش بایستی از تمام وابستگی مادی و غیر خدا گسست و عاشقانه بسوی خدا شتافت البته این به آن معنی نیست که من به خانواده‌ام ،‌ پدر و مادرم و فرزندانم علاقه ندارم بلکه در عین علاقة شدید به شما همیشه سعی کرده‌ام که وابسته به شما نباشم تا بتوانم در راه احیای دین خدا دست از علایق خود به راحتی بردارم و بدانید که از بدو انقلاب رسیدن به لقاءالله و ریخته شدن خونم در پای درخت اسلام برایم اصل بوده و هست و جبهه آسانترین و نزدیکترین صراط برای رسیدن به هدف است . البته باید بدانید هیچ جنگیدن و پیروز و با شکست ظاهری برایم اصل نبوده و نیست بلکه هدف تعهد در مقابل خداوند متعال و تسلیم شدن محض به درگاه باریتعالی برایم نهایت بوده .



    وقتی همه فهمیده‌اند که می‌خواهم به عنوان تک تیرانداز در عملیات شرکت کنم مرا نصیحت می‌کنند و مشکلات زندگی و فرزندانم را به من گوش‌زد می‌کنند و سعی می‌کنند تجربه‌ای و مسئولیتم را برایم بزرگ جلوه بدهند و القا کنند که برای سپاه و انقلاب و جنگ لازمتر هستم ولی همه باید بدانند که حرف من چیز دیگری و هدفم هدف والائی است زیرا توفیق شرکت در مدرسه عشق و (بسیج) باارزش و نتیجه‌بخش خواهد بود ، زیرا ارزشهائی که از شرکت در جنگ به دور از مسئولیتهای دنیوی برای یک فرد رزمنده ساده نصیب می‌شود خارج از بحث و فکر عقل بشر حاکی است و تو همسرم و خانواده‌ام اگر نتیجه شرکت در جهاد و دفاع از اسلام را بدانید باور کنید نه شما بلکه هیچ مرد مسلمانی حاضر به ماندن در خانة خویش نخواهد بود که من نتایجی بطور خلاصه برایتان می‌نویسم تا عظمت این راه و علت وابستگی قلبی مرا به جبهه‌های جنگ مشخص نماید . در « مجمع البیان » است که رزمندگان در راه خدا هنگامی که تصمیم می‌گیرند و همت می‌گمارند تا به جبهه‌های جنگ بروند خداوند برائت آنها را از آتش می‌نویسد زمانی که برای رفتن به سوی جبهه جنگ مجهز و آماده می‌شود خداوند در برابر ملائکه نسبت به چنین انسانهایی افتخار می‌کند . در میدان نبرد برای هر روز از عبادت رزمندگان در راه خدا پاداش عبادت هزار مرد را که هزار سال خدا را عبادت کرده‌اند نوشته می‌شود ، که هر روزهای سال برابر عمر دنیا می‌باشد در زمانی که رزمندگان در راه خدا در مقابل دشمن قرار می‌گیرد علم اهل دنیا از محاسبه میزان ثوابشان قطع می‌گردد .



    پس بدانید که جبهه برای مردان خدا خیلی زیباست زیرا هر چه در آن بینی نور خداست و صحبت شهادت و ایثار ، حرف ، حرف شهادت و آنچه بینی چهره مردان مصمم و جوانان معصوم که با تمام وجودشان برای تکلیف الهی در رفتن به خط مقدم سعی می‌کنند بر یکدیگر پیشی گیرند حال قضاوت کنید که انسان چگونه می‌تواند مصاحبت و برادری چنین انسانهائی را نادیده بگیرد . و اما نهایت سخنم طلب رحمت از خداوند متعال برای برای شما خانواده‌ام ، همسرم ، پدر و مادرم است و درخواست حلالی این بنده گنهکار و معصیت‌کار و اما از تمام رزمندگان بخصوص برادران لشکر عاشورا و سپاه منطقه پنج و قرارگاه خاتم الانبیاء می‌خواهم که مرا حلال کنند زیرا دیگر برایم قلباً‌ الهام شده که این بار اگر خداوند رحمان و رحیم بخواهد فیض شهادت نائل خواهد آمد لذا دیگر منتظر من نباشید چون من به دیدار معشوق خود و در صورت لیاقت به دیدار سرور آزادگان اباعبدالله الحسین و شهدای کربلای حسینی ایران شتافته‌ام فقط التماس دعا و طلب بخشش و عفو ازدرگاه خداوند متعال دارم و فقط از هر دو خانواده می‌خواهم که در تربیت و نگهداری خانواده‌ام و بخصوص دخترم مریم و حنانّه عزیزم کوشش و دقت لازم را بنمائید .

    والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
    دعا بکن؛
    ولی اگر اجابت نشد؛
    با خدا دعوا نکن؛
    میانه ات با او به هم نخورد؛
    چون تو جاهلی؛
    و او عالم و خبیر ...


    چیزی و نفهمیدی منکرش نباش...

  11. #20
    سه دنگ سایت به نامشه Redemption آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    بوشهر
    نوشته ها
    2,611
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    پیش فرض

    درخواست يك شهيد از خدا


    مولاي من؛ دوست دارم آنچه را كه تو دوست داري و مي‌پسندي. چنانچه جنازه‌ام به دست آمد ميل دارم در گلزار شهداي بهشت زهرا دفن شوم تا شايد نسيم صبحگاهي، بوي عطرآگين مزار شهيد مظلوم بهشتي را هر صبح به مزارم آورد و آرامش گيرم، و تو نيز به واسطه آن گناهانم را بر من ببخشايي.

    به گزارش فارس، شهيد حاج مرتضي گركاني از اهالي محله رستم آباد تجريش تهران است. وي در سال هاي انقلاب اسلامي، فعاليت سياسي زيادي داشته . به طوري كه حجت الاسلام و المسلمين شيخ حسين انصاريان مي گويد:

    «... كار ديگري كه بچه هاي انقلابي انجام مي دادند ، پخش اعلاميه ، آن هم در سطح وسيع ، بود . من شبها در منزلي واقع در خيابان زيبا منبر داشتم كه جمعيت زيادي شركت مي كردند و در سطح خيابان مي نشستند . در آن جا اعلاميه هاي فراواني پخش مي شد . من از جوانان خواستم مقداري از اعلاميه ها را هم براي مجلس ظهر بياورند و در مسجد لاله زار پخش كنند . در اين كار شهيد اسماعيل كابلي ، از كارمندان وزرات دارايي ، و شهيد مرتضي گركاني نقش فعالي داشتند.»

    آنچه كه پيش روي شماست وصيت نامه اين شهيد بزرگوار است كه در آن ماه به شهادت رسيدن خود را تعيين كرده است:


    بسم‌الله الرحمن الرحيم
    الحمد‌الله رب‌العالمين و صلي‌الله علي محمد و آله‌ الطيبين الطاهرين
    السلام عليك يا ابا عبدالله، و علي ارواح‌التي حلت بفنائك، عليك مني سلام‌الله ابدا ما بقيت و بقي‌اليل والنهار ولا جعله‌الله الاخر العهد مني لزيارتكم، السلام علي‌الحسين و علي علي‌بن الحسين و علي اولاد‌الحسين و علي‌ اصحاب‌الحسين والذين بذلوا مهجهم دون الحسين عليه‌السلام.

    اگر ايران شكست بخورد اسلام شكست خورده است.

    بارالها؛ تو را سپاس مي‌گويم كه پس از 1240 روز انتظار، ديگر بار رخصتم دادي تا قطره ناقابل وجودم را به درياي عظيم و مواج راهيان كربلا آميخته و به سويت اي محبوب دلها پرواز نمايم.

    اين عزيزي كه عمروبن جموح را پذيرفتي، و دعايش را مستجاب و كتابش را به مهر شهادت زينت‌ بخشيدي، مرا نيز مشمول فيض عظيمت قرار ده (اللهم ارزقني شهاده في سبيلك ولا تردني الي بيتي ابدا).
    خداي من؛ مگر نه اينكه عمرو به عشق ياري پدر فاطمه (س) لباس رزم پوشيد، من نيز به عشق ياري پسر فاطمه (س) لباس پوشيدم؛ اگر عمرو به سرزمين احد شتافت من نيز به سوي كربلاي حسين تو شتابانم و در اين راه، اگر قلم تقدير تو فرمان شهادتم را به امضاء رسانيد، چنان كن كه ابتدا مزه فتح را بچشم و دشمنان تو را به ذلت اسارت و شكست دراندازم و آنگاه، از اين محيط خراب‌آباد، به سوي ملكوت اعلاي تو پرواز كنم؛ اما نه به شوق آن عطايا و مواهب كه در گنجينه فردوس برين ذخيره فرموده‌اي و نه به آرامگاه خويش در جوار مقدس تو، و نه درك كرامت خود در پيشگاه اقدست، و نه به شوق ديدار فرشتگان سپيد ‌پوش و وصل حوران بهشت آرا و نهر‌هاي سرشار از شير و شهد و شراب و درختان سايه گستر و ميوه افشان و ...، بلكه به عشق ديدن يار و نظاره يك لحظه لبخند حاكي از رضايت حسين تو، به سوي ملكوت اعلاي تو پرواز كنم.
    اي خالق من؛ آيا مي‌شود كه به خواب من تحقق بخشي، تويي كه منبع نور و نعمتي، بر من كه در اثر ارتكاب معاصي قلبم سياه و دلم تاريك است؛ تويي كه بر مبدا و معاد قدرت داري، بر من كه در اين عالم فاني، كمترين بلكه هيچم، تويي كه به هرچه مشيت علياي تو تعلق گيرد توانايي، بر من كه اگر تو نخواهي جز لاشه گنديده‌اي بيش نيستم.
    اي خالق من؛ تويي كه خواب همسرم را در خصوص علي فرزند خردسالم محقق كردي، خواب مرا نيز به ظهور برسان و آنچه در ذيل درخواست اعزامم نوشته شده بود جامه عمل بپوشان " به دايره شهرستان‌ها معرفي شوند تا اين عزيز نيز طلعت خويش را از حسين عليه‌السلام بستاند. "
    محبوبم؛ حاشا به كرامت اگر مرا نپذيري و راهم ندهي؛ عزيز دلم من با اين اشاره خودم را مهياي لقائت نموده‌ام، آيا ممكن است گوشه چشمي هم به اين بنده گنه كار بيندازي (يا محسن قد اتاك المسيء)
    خداي من؛ من با دست خالي ولي با دلي پر اميد به در خانه تو آمده‌ام، آيا مرا از درگاهت ميراني؟ نه نه، تو مرا هرگز از درگاهت نخواهي راند، زيرا كه علي عليه‌السلام اميرمومنان و نور ديده رسول الله (ص)، و آنكه بيش از هر كسي در اين عالم عاشق لقاء تو بود، و اول مظلوم و اول شهيد بود، در خطبه 124 نهج‌البلاغه فرمود: "كساني كه شوق لقاءالله را دارند، همچون تشنه‌اي كه به آب خواهد رسيد، به اين فيض عظيم نائل مي‌گردند. "
    اي خالق من؛ به خودت قسم كه من هم تشنه شهادت در راه تو و حسين تو هستم، تا به آن حد كه مايل نيستم در شهادتم به بازماندگانم تبريك و تسليت بگويند، بلكه دوست دارم فقط تبريك بگويند، زيرا كه شايسته نيست در مقابل لطف و احسان تسليت گفت، اين ناشكري است، اين رد احسان است، اين نشناختن حقيقت شهادت است، مگر نه اين كه شهادت زندگي جاويد است، حقيقت ايمان است، فلاح و رستگاري است، پيوستن به جمع اولياء و انبياء است، عالي‌ترين نوع تكامل و مورد رضاي تو است؛ و لذا پروردگار من، دوست ندارم در شهادتم كسي لباس سياه بپوشد، زيرا كه شهيد‌ شدن عين سعادت و نيكبختي است، معامله جان است، معامله‌اي كه هرگز زيان ندارد، فداي تو كه با تمام كمبودها و نقصان ها خريدار جانهاي عاشقان خودت هستي. حالي كه چنين است معبود من، دوست دارم خودم را در راه تو كشته ببينم، دوست دارم با اين معامله كه با من خواهي كرد، پدر و مادر در دنيا سربلند و در آخرت سعادتمند باشند؛ همسرم زينب گونه باشد و رسالت زينبي‌اش را كه تو برعهده‌اش گزارده‌اي به نحو اكمل به انجام برساند، بر فقدان من صبر نموده و استقامت پيشه كند، تا دشمنان اسلام و دين مبين را خجل و شرمنده سازد.
    دوست دارم در پشت جنازه‌ام با استواري گام برداشته و در هر قدم استكبار و اقمارش را در زير گامهايش له نمايد. دستان كوچك و معصوم فرزندانم را در دستانش گرفته تا مايه قوت و دلگرمي دوستان گشته و منافقان و سست عنصر‌ها و كافران ببينند كه در اين راه تنها نيست و نماينده‌هاي نسل آينده كه ادامه دهنده راه انقلابمان خواهند بود، او را همراهي مي‌كنند.
    دختري هشت ساله كه ازهم‌اكنون عاشق شهادت است و اين را به زبان خودش بيان كرده كه "باباجون من هم دوست دارم كه شهيد بشم، شهيدان زنده‌اند و هرگز نمي‌ميرند. " و پسري چهار ساله كه فرزند انقلاب است و پيرو راه علي عليه‌السلام و راضي به رضاي تو، و به همين دليل است كه او را عليرضا ناميده و اميدوارم تحت تربيت مدبرانه مادر مهربان و در سايه رهبر كبير انقلاب، چنان رشد نمايد كه موجب مباهات خانواده و سرباز راستين امام زمانش باشد؛ و چنانچه ضرورت ايجاب نمود، از كشتن و كشته شدن در راه تو حتي براي يك لحظه بيم و هراس به دل راه ندهد؛ چرا كه اميرمومنان علي عليه‌السلام در همان خطبه فرموده است: "مسلم بدانيد كه فرار از جنگ خشم الهي و سرافكندگي‌ دايمي و ننگ ابدي را در پي خواهد داشت و نيز هر كس از صحنه جنگ بگريزد به عمرش افزوده نمي‌گردد و فرار مانع از مرگش نمي‌شود. "
    مولاي من؛ ميل دارم در شهادتم از ميهمانان همچنان كه در اعياد و جشن‌ها پذيرايي مي‌كنند، استقبال نمايند و در صورت امكان لباس سپيد بپوشند و بدون استفاده از حجله چراغان نمايند، و زنها بر مصيبت حسين عليهم‌السلام با خانم فاطمه زهرا سلام‌الله عليها و مردها با رسول الله(ص) و پدر گراميش علي عليه‌السلام و برادر جگرسوخته‌اش حسن عليه‌السلام همراهي نموده و گريه كنند، زيرا آنگاه كه من و همرزمانم در جبهه‌ها آب گوارا مي‌نوشيديم، حسين عليه‌السلام در كربلا تشنه بود؛ آن زمان كه من بر زمين قرار گيرم در جمع ياران خواهم بود، ليكن حسين عليه‌السلام تنها و بي‌كس بود.
    مولاي من؛ امكان آن هست كه بدن ما شناخته شود و اگر در بيابانها بمانيم كسي چشم طمع به لباس ما نخواهد داشت ولي تو خود بهتر مي‌داني كه با حسين عليه‌السلام چه كرده‌اند؛ و لذا مطمئن باشيد كه من هم با شما در عزاي حسين عليه‌السلام گريه خواهم كرد.
    خداي من؛ به لحاظ اين كه راه گم نشود، مراسم سالگرد را نفي نمي‌كنم، ولي بيشتر انتظار دارم همه ساله، در سالگرد شهادت حضرت زينب (س)، دوستان گرد هم آيند و بر مصائب آن بانويي كه در يك شب گيسوان سپيد كرد و نماز شبش را نشسته خواند گريه كنند؛ تا همسرم بداند و از زبان گويندگان بشنود، كه زينب (س) كه بود و چه كرد، او نيز الگو گرفته، و با قامتي افراشته، در جلو امت بايستد و فرياد بكشد كه ما در راه قرآن و اسلام از كشتن و كشته شدن باكي نداريم و همه چيز و همه كس خود را به خاطر خدا فدا خواهيم كرد.
    مولاي من؛ دوست دارم آنچه را كه تو دوست داري و مي‌پسندي. چنانچه جنازه‌ام به دست آمد ميل دارم در گلزار شهداي بهشت زهرا دفن شوم تا شايد نسيم صبحگاهي، بوي عطرآگين مزار شهيد مظلوم بهشتي را هر صبح به مزارم آورد و آرامش گيرم، و تو نيز به واسطه آن گناهانم را بر من ببخشايي و خانواده‌ام نيز در صورت امكان آنچنان عمل نمايند كه نسيم صبحگاهي.

    محبوبم؛ دوست دارم بر سنگ مزارم بنويسند:

    كمال المطلوب لقاء المحبوب

    شهيد حاج مرتضي گركاني، فرزند محمد علي

    عاشقي كه حسين عليه‌السلام را زيارت كرد و به ديدار او شتافت

    تولد 10/11/1328، شهادت ..../ 2/ 1365، محل شهادت ....

    بار الها؛ من دوستي تو را آرزو مي‌كنم و مي‌طلبم و دوستي هر عملي كه موجب قرب و نزديكي و دوستي تو گردد.
    خداوندا؛ بر من منت نه، كه روح توكل به تو در من قوي گردد و كارهايم را به تو تفويض و واگذار نمايم.
    پروردگارا؛ مرا به حال خودم، حتي لحظه‌اي وامگذار كه كارم زار و عمرم تباه مي‌گردد. بارالها؛ امور مرا اصلاح فرما و حوائج شرعيه مرا برآور.
    بارالها؛ به آرزوي پدر و مادر و همسرم جامه عمل بپوشان و توفيق زيارت امام امت، اين بت‌شكن قرن در ذريه‌ صديقه كبري فاطمه زهرا (س) را به حق مادر پهلو‌ شكسته‌اش، به ايشان عطا فرما؛ و شما اي پدر و مادر مهربان و همسر خوبم، هرگاه موفق به زيارت حضرتش شديد، سلام من را نيز به ايشان برسانيد و بگوييد مرتضي عاشق جبهه و شهادت در راه دوست بود و به اختيار اين راه را انتخاب كرد و به آرزويش رسيد؛ شما نيز اي پسر فاطمه (س)، و اي نائب بر حق امام زمان (عج) از او راضي باش تا در قيامت كه دير نخواهد بود، در حضور سرور و سالار شهيدان "حسين عليه‌السلام " شرمنده و سرافكنده نباشد.
    والسلام علي من‌التبع‌الهدي.

    خدايا: خدايا: تا انقلاب مهدي، حتي كنار مهدي، خميني را نگهدار.
    مرتضي گركاني

    یه عمریه تو هیئتا سینه زن و گریه کنم

    خدا خودش خوب میدونه، دل از حسین نمی کنم


    به یاد آسید جواد ذاکر


+ ارسال نظر
صفحه 2 از 19 نخستنخست 123456789101112 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 29-06-2012, 22:19
  2. پاسخ: 20
    آخرين نوشته: 06-02-2011, 21:50
  3. دست نوشته ها و وصیت نامه شهدا
    توسط کاظم سبزواری در انجمن جبهه و جنگ
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 29-09-2010, 01:45
  4. دانلود 20 کتاب شامل ده ها زندگی نامه علما و شهدا
    توسط mahdi021 در انجمن شخصيت های مرتبط با جهان اسلام
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 14-09-2010, 18:36
  5. وصیت نامه حضرت زهرا سلام الله علیها
    توسط ali20 در انجمن فاطمة الزهراء (س)
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 22-02-2009, 09:22

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را دارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •