+ ارسال نظر
نمایش نتایج: از 1 به 4 از 4

موضوع: مرگ دردناک 2 خواهر در برابر دیدگان پدر ...

  1. #1
    کاربر حرفه ای
    تاریخ عضویت
    Dec 2010
    محل سکونت
    رویاها
    نوشته ها
    990
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    Unhappy مرگ دردناک 2 خواهر در برابر دیدگان پدر ...

    دو خواهر خردسال وقتی در آب‌‌های خروشان فراری از سد افتادند، به کام مرگ دردناکی فرو رفتند. پریسا و پریا روز 13 فروردین‌ماه سال‌جاری با پدرشان از خانه بیرون رفته بودند که قربانی سرنوشتی تلخ شدند. عظیمی، پدر خانواده در یکی از مناطق حاشیه‌ای شهر مشهد زندگی بسیار ساده و بی‌ریایی دارد. این مرد 40 ساله که در حادثه‌ای سوزناک، شاهد مرگ دو دخترش بود، سیاهپوش است، بغض بسیاری دارد و از خدا می‌خواهد به وی صبر بدهد. :doa::doa:

    لااله الا الله:geryeee:

    10 سال پیش همسر و دخترم در حال بازگشت از خانه برادرم در مسیر صد متری کمربندی با یک خودروي سواری پیکان تصادف کردند. در این حادثه دلخراش، همسرم که دختر خاله‌ام بود جان خود را از دست داد و دخترم نیز بشدت زخمی شد. من برای یادگار همسر خدابیامرزم بعد از آن حادثه دردناک، هم مادر شدم و هم پدر و دخترم هم با این که آن موقع سن و سالی نداشت مرا به نوازش دست‌های کوچکش عادت داده بود و ما به هم عادت کرده بودیم.
    پریسا خیلی زود قد کشید و من هم به پیشنهاد خانواده‌ام که می‌گفتند این دختر نیاز به یک مادر دارد با دختر یکی از آشنایان ازدواج کردم و صاحب دختر دیگری شدم که اسمش را «پریا» گذاشتیم. پریسا و پریا، خواهران مهربانی برای هم بودند و همدیگر را از صمیم قلب دوست داشتند. البته من همیشه سعی می‌کردم کار‌های پریسا را خودم انجام بدهم تا حرف و ناراحتی‌ای پیش نیاید. دخترم نیز می‌خواست که در خانه مادرم زندگی کند تا مبادا مزاحمتی برای همسرم داشته باشد.
    این پدر که به پهنای چهره مظلوم خود اشک می‌ریخت :geryeee:، افزود: در روز حادثه، یعنی سیزدهم فروردین‌ماه، تصمیم گرفتم همراه پریا و پریسا بیرون برویم و کمی موتورسواری کنیم. چون همسرم باردار است وی را به خانه برادرش بردیم و سپس با دو دخترم بیرون رفتیم. آنها از من خواستند به حرم مطهر امام رضا(ع) برویم. در حالی که برایشان ترانه‌خوانی می‌کردم و دو دختر 4 و 12 ساله‌ام پشت سرم روی موتوسیکلت نشسته بودند به طرف حرم رفتیم و چند بار در زیر گذر حرم، طواف کردیم. من سپس برای بچه‌هایم بستنی خریدم. آنها آن روز خیلی شاد بودند و چند بار هم به شوخی بستنی را به دهانم فرو بردند. نزدیک غروب بود که پریای عزیزم گفت: دلش برای مادربزرگ تنگ شده است. وی را به خانه مادربزرگ بردم و سپس به خانه خودمان رفتیم تا لباس‌های پریسا را که شسته و اتو زده بودم را برداریم.
    وی گفت: لباس‌ها را برداشتیم و از خانه خودمان در حوالی منطقه خین عرب مشهد به سمت خانه مادرم که در محله دروی مشهد است به راه افتادیم، اما در بین راه زمانی که به محل مسیر سیلاب رسیدیم در حال عبور از این محل، ناگهان خاک دست‌ریز فرو رفت و با موج خروشان و سیل‌آسایی از آب مواجه شدیم که موتوسیکلتم را واژگون کرد.
    در این لحظه دو دختر نازنینم نیز به داخل آب افتادند. من دستم را دراز کردم و پریا را گرفتم. وی عروسکش را محکم بغل کرده بود و در آخرین باری که به چشمانم خیره شده بود با صدای نازنین خود می‌گفت: باباجون، باباجون. :geryeee:
    همه قدرت خودم را جمع کرده بودم تا پریا را نجات بدهم. من حتی دستم را دراز کردم تا دست پریسا را نیز بگیرم، اما آب وی را با خود برد. در این لحظه موج آب مرا محکم به تخته سنگ بزرگی کوبید و با این ضربه دست کوچک پریا کوچولو هم از دستم ر‌ها شد و آب وی را نیز با خود برد. دقایقی بعد، چند تن به کمکم آمدند و من با تنی زخمی نجات پیدا کردم، اما هرچه جست‌وجو کردیم اثری از بچه‌هایم پیدا نکردیم. بعد از گذشت مدتی تقریباً ساعت 11 همان شب بود که جسد «پریا» کوچولو کشف شد و فردای روز بعد نیز جسد پریساي عزیزم پیدا شد.
    :geryeee:

    پدر پریسا و پریا گفت: طوری که شنیده‌ام آن روز به علت تراکم حجم زیاد آب در بند گلستان مشهد، متأسفانه بدون اطلاع‌رسانی به شهروندان، دریچه‌های سد را گشوده‌اند که آب به‌طور ناگهانی وارد مسیر جاده شد و دو دختر نازنینم قربانی این حادثه شدند. البته من از نظر قانونی هم این موضوع را پیگیری خواهم کرد تا خون بچه‌هایم پایمال نشود.
    اقدام‌‌هاي قانونی لازم به عمل آمده است:
    رئیس پلیس مشهد نیز در این خصوص به شوک گفت: بلافاصله بعد از دریافت ماجرای این دو خواهر خردسال هماهنگی‌های لازم با مرکز پیام نیرو‌های امدادی به عمل آمد و نجاتگران بلافاصله در محل حاضر شدند.
    سرهنگ پاسدار احد کریمی افزود: جسد دختربچه 4 ساله حدود هزار متر پائین‌تر از محل غرق‌شدگی، در حالی که داخل آبراه زیر یک پل در مسیر جاده‌ای گیر کرده بود، کشف شد.
    وی خاطرنشان کرد: جســــد دختر 12 ساله نیز ساعت یک صبح روز بعد پس از جست‌وجو‌های فراوان، به فاصله 5 کیلومتر از محل وقوع حادثه پیدا شد، اما هیچ اثری از موتوسیکلتی که آب با خود برده بود، پیدا نشده است.

    ------------
    آدم نمیتونه باور کنه همچین غمی به دل پدری وارد بشه...
    فقط خدا کمکش کنه :doa::doa:
    بعضیا هستن همیشه باید داغ ببینن :na:
    همیشه هر چند سال ... نمیدونم خدا مقدر کرده، سرنوشتشونه ...
    گناه دارن :na: چه امتحان سختیه

  2. # ADS
    Circuit advertisement
    تاریخ عضویت
    Always
    محل سکونت
    Advertising world
    نوشته ها
    Many
     

  3. #2
    حق آب و گل داره Avin آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    نوشته ها
    1,483
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    پیش فرض

    اول همسرش...
    بعد دو تا دختر نازنینش
    وای خدای من...
    پریا فقط4 سال داشت...
    خدایا...!
    داغ هیچ بچه ایو رو دل پدر و مادرش نذار
    الهی آمین!
    لاحول ولا قوة الا بالله العلى العظیم




    گهگاهی سفری کن به حوالی دلت...
    شایـد از جانب ما خـاطـره ای...
    منتظر لمس نگاهت باشد ...




  4. #3
    مدیربازنشسته صبح موعود آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,466
    تشکر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 ارسال

    پیش فرض

    گناه دارن :na: چه امتحان سختیه

    سلام
    مطمئن باشید هر در و رنجی که در دنیا به انسان می رسه چه مسببش خودش باشه و چه امتحان الهی، ما به ازای ابدی داره.

    می دونید خدا خطاب به بنده هایی که به خاطر خدا سختی کشیدن و تحمل کردن چی می گه؟
    خدا می گه: خیلی به خاطر من سختی کشیدی، حالا من برات جبران می کنم.
    می دونید جبران خدا یعنی چی؟

    من قبول دارم که سخته، بله سخته انسان عاطفه داره، دچار غم و غصه می شه ولی باید بدونه که قبل از هر چیزی یه خدای خوب و مهربون و بی نظیر داره.
    فقط خدا و یادش به آدم آرامش می ده و از طرفی خدا خودش هوای بنده اش بیشتر از همه داره بهش صبر شیرینی عطا می کنه به شرطی که خدا رو فراموش نکنه.
    هر کس مرا طلب کند، مرا می یابد هر کس مرا یافت، مرا می شناسد
    هرکس مرا شناخت، مرا دوست می دارد و هر کس مرا دوست داشت، عاشق من می شود
    و هر کس عاشق من شد، من عاشق او می شوم و هر کس من عاشقش بشوم، او را می کشم
    و کسی که او را بکشم، بر من دیه اش واجب است و کسی که دیه اش بر من واجب شد،
    پس خودم خون بهای او می شوم
    یا ثارالله


  5. #4
    کاربر تازه کار
    تاریخ عضویت
    Dec 2010
    نوشته ها
    71
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    پیش فرض

    متاسفانه اکثر مسئولین به هنگام انجام امورات عمرانی و شهری، مردم و خصوصا افراد محلی را در نظر نمی گیرند و موجب ایجاد مشقت برای مردم شده و یا فاجعه آفرینی می کنند.

+ ارسال نظر

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. اقسام و درجات کبر
    توسط mahdishata در انجمن اخلاق
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 30-07-2011, 07:34
  2. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 26-04-2011, 15:21
  3. احکام خانواده
    توسط vorojax در انجمن خانواده
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: 15-01-2011, 11:42
  4. سخنرانی منتشرنشده امام موسی صدر در عاشورا: علی برابر مظلوم می‏لرزید
    توسط mahdishata در انجمن عاشورا خون خدا جاری در رگهای تنزیل[ویژه نامه محرم]
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 17-12-2010, 15:28

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را دارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •