+ ارسال نظر
نمایش نتایج: از 1 به 4 از 4

موضوع: "صبح ازل" کیست؟

  1. #1
    کاربر فعال و قدیمی dampayi آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jan 2010
    نوشته ها
    1,573
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    پیش فرض "صبح ازل" کیست؟

    صبح ازل کیست؟



    مرد شماره دو فرقه ی ضاله ی بابی، شخصی است به نام "میرزا یحیی" معروف به "صبح ازل" وی با "حسینعلی بهاء" برادر بود. پدرشان ميرزا عباس، معروف به ميرزا بزرگ نورى بود.
    در همان زمانى كه "على محمد باب" زنده بود، این دو برادر از مريدان پر و پا قرص "باب" بودند، ولى على محمد باب، چون ميرزا يحيى را (با اين كه از نظر سن كوچك تر از حسينعلى بهاء بود) دلباخته تر ديد، و چنين دريافت كه ميرزا يحيى از روى صداقت طبع به او ايمان آورده، او را به القاب صبح ازل، مرآت، شهره و وحيد مفتخر ساخت، و او را به عنوان جانشينى خود تعيين كرد.
    ناگفته نماند كه نفوذ و تلاش هاى "قرّة العين" هم كه علاقه بيشترى به صبح ازل داشت، در اين موضوع مؤثّر بوده است؛ زيرا ميرزا يحيى از همه جوان تر بود. چه آن كه طبق نوشته «ادوارد براون»[1] پس از كشته شدن على محمد باب، ميرزا يحيى نوزده سال بيشتر نداشت.
    همه ی بابيان حتى خود حسينعلى بهاء، صبح ازل (ميرزا يحيى) را به عنوان جانشينى از على محمد باب شناختند، زيرا على محمد باب، طبق وصيتش او را جانشين خود قرار داده بود و براى تكميل كتاب "بيان" او را مأمور این کار کرده بود.
    متن وصيت نامه على محمد باب در مورد ميرزا يحيى (صبح ازل) بدين قرار است:
    ( الله اکبر تکبیراً کبیراً، هذا کتاب من عند الله المهیمن القیّوم الی الله المهیمن القیّوم قل کلّ الی الله یعودون، هذا کتاب من علی قبل نبیل ذکر الله للعالمین الی من یعدل اسمه اسم الوحید ذکر الله للعالمین، قل کلّ من نقطة البیان لیبدئون ان یا اسم الوحید فاحفظ ما نزل فی البیان و أمر به فانّک لصراط حق عظیم).[2] خدا از همه چیز بزرگتر است، این نامه ای است از طرف خدای مهیمن و قیّوم، بگو همه از خدا آغاز شده اند و همه به سوی خدا بازگشت می کنند، این نامه ای است از علی قبل نبیل[3] (یعنی از طرف علی محمد) که ذکر خدا برای جهانیان است، به سوی کسی که نامش مطابق با نام وحید است[4] (یعنی به سوی یحیی صبح ازل) بگو، همه از نقطه "بیان" ابتدا می شوند ای نام وحید! حفظ کن آنچه را که در "بیان" نازل شد، و به آن امر کن، پس تو در راه حق بزرگ هستی.
    به استثنای نص مذکور، مدارک و شواهد دیگری به دستخط علی محمد شیرازی محفوظ مانده است که مبیّن تأکید وی به جانشینی صبح ازل می باشد.[5]
    صبح ازل، به اتكاء نصوص وصايت و در سايه الواح علي محمد شيرازي، در مقام "من يظهره الله"، زعامت بابيه را به عهده گرفت. و به تصريح گوبينو در كتاب "اديان و فلسفه هاي آسياي مركزي"، و ادوارد براون در مقدمه كتاب "نقطة الكاف" ميرزا جاني كاشاني: « عموم بابيه... بلا استثناء او را بدين سمت شناختند و او را واجب الطاعة، و اوامر او را مفروض الامتثال دانستند و متفقاً در تحت كلمه او مجتمع گرديدند».[6]
    پیروان علی محمد باب در هر کجا به سر می بردند، متوجّه میرزا یحیی شدند. جریان به این منوال می گذشت، پيروان "باب" كه در رأس آن ها ميرزا يحيى و حسينعلى بهاء قرار داشتند، و دشمن سر سخت ناصر الدين شاه بودند (چون او دستور اعدام باب را صادر كرده بود)، در فكر توطئه چينى بر ضد ناصر الدين شاه افتادند.
    توطئه در روز بيستم شوال سال 1268 هجرى واقع شد؛ پس از واقعه ی سوء قصد، چهل نفر از معاريف بابيّه كه يكى از آنها حسينعلى بهاء بود، شديداً مورد تعقيب قرا گرفتند، سرانجام آن چهل نفر را دستگير كردند، و 28 نفر آنها را با اعمال شاقّه به قتل رساندند، بقيّه را به زندان محكوم كردند، و پس از مدتى آنها را آزاد ساختند.
    ميرزا يحيى در اين هنگام، در نور مازندران به سر مى برد، به محض اين كه خبر دستگير شدن و اعدام بابيان به او رسيد، به لباس درويشى در آمد، و با عصا و كشكول پس از پيمودن مراحلى به بغداد فرار كرد.
    حسينعلى بهاء نيز، با دستيارى سفارت روس و نقشه هاى مرموز و حساب شده، پس از چهار ماه زندان، روز اوّل ربيع الاول سال 1269 از زندان نجات يافته و به صورت تبعيد، رهسپار بغداد گرديد.
    با رفتن ميرزا يحيى و سپس ميرزا حسينعلى به بغداد، كم كم بقيّه بابى ها از گوشه و كنار به بغداد رفتند و در آنجا اجتماعى تشكيل دادند، و در صدد بر آمدند كه به اصطلاح، آب پليد از دست رفته خود را به جوى خود باز گردانند.
    مدّت اقامت آن ها حدود يازده سال (از سال 1269 تا 1280) بود، در آنجا نيز با اطوار مرموزانه به تبليغ پرداختند، و چون نمى توانستند در مردم دانا و دانشمند و آگاه نفوذ كنند، بيشتر با افراد بى سواد در قهوه خانه ها تماس مى گرفتند.[7]
    كم كم مسلمانان عراق، متوجّه خطر بابيان و ادعاهاى گوناگون آنها شدند؛ اظهار تنفّر علما و مردم، روز به روز نسبت به آنها شديدتر شد، و شكايت خود را به دولت ايران رساندند، دولت ايران هم به وسيله سفير خود در اسلامبول (واقع در تركيه)، از سلطان عثمانى (عبد العزيز) كه در آن زمان بر عراق نيز حكومت داشت، تقاضا نمود كه بابى هاى جمع شده در بغداد را به جاى ديگر تبعيد كند، سلطان عثمانى دستور داد تمام بابيان را به اسلامبول تبعيد كردند. بابى ها در حدود چهارماه در اسلامبول اقامت كردند.
    وقتى كه اين گروه بابى به اسلامبول رسيدند، تا اين تاريخ، حسينعلى بهاء هيچ گونه ادعايى نداشت و همواره خود را پيرو سيد على محمد باب معرّفى مى كرد و برادرش ميرزا يحيى را، جانشين باب مى دانست، ولى طولى نكشيد كه آتش كدورت بين دو برادر (ميرزا يحيى و ميرزا حسينعلى) شعله ور شد، و به همديگر نسبت هاى ناروايى دادند، سرچشمه تمام نزاع ها، رياست بود؛ حسينعلى مى خواست از آن تاريخ به بعد، كوس استقلال بزند.
    ولى ميرزا حسينعلى، براى وارونه جلوه دادن مطلب، در كتاب "بديع"، علت اختلاف را بى عفّتى ميرزا يحيى دانسته كه گويد:
    «علت و سبب كدورت جمال ابهى(از القاب حسینعلی بهاء) از ميرزا يحيى والله الَّذى لا اله الاّ هو، اين بود كه در حرم نقطه روح ماسواه فداه تصرّف نمود، با اين كه در كل كتب سماوى حرام است؛ و بى شرمى او به مقامى رسيد كه مخصوص زوجات خود را در مكتوبات خود، مع ذلك دست تعدّى و خيانت به حرم مظهر مليك علام گشود، فَاُف له و لوفائه، وكاش به نفس خود قناعت مى نمود؛ بلكه او را بعد از ارتكاب خود وقف مشركين نمود، و جميع "اهل بيان" شنيده و مى دانند سيّئات او را.»[8]
    پس از چهار ماه اقامت آنها در اسلامبول، ديگر دولت عثمانى صلاح نديد كه آنها در آنجا بمانند؛ لذا آنها را به شهر «اَدْرَنه» (يكى از شهرهاى تحت حكومت عثمانى) تبعيد نمود.
    سال 1281، اين گروه به شهر ادرنه روانه شدند و تا حدود سال 1285 در آنجا بودند، در اين مدت كشمكش سختى بين دو برادر (حسينعلى و ميرزا يحيى) و پيروانشان درگرفت، و آنقدر كشمكش سخت و افتضاح آور بود كه خود ميرزا حسينعلى در كتاب "بديع" مى گويد:
    «و افتضای در این ارض برپا شد، که یکی از قنسول های این ارض تعجّب نمود، و به شخصی ذکر نمود که امر عجیبی واقع شده، و جمیع اعجام (عجم ها) به شماتت برخاستند، که در این طائفه عفّت و عصمت نیست.»[9]
    و نیز مى گويد:
    « چه از آن نفوس عجیب نیست، حال از معرض بالله مردشت بگو، که در این امر بر او چه وارد شد، مسلّم است که ازل (میرزا یحیی)، به اکل و شرب و تصرّف در ابکار و نساء مشغول بوده، و اعمالی که والله خجلت می کشم از ذکرش، مرتکب.»[10]
    و از همين تاريخ، بين پيروان ميرزا يحيى و ميرزا حسينعلى، جدايى و دو دستگى حاصل شد، دسته اوّل به نام ازليّه و دسته دوّم به عنوان بهائيّه خوانده شدند. اختلاف وقتى به اوج شدت رسيد كه حسينعلى در سال چهارم اقامتش در ادرنه، ادعاى مقام «مَنْ يُظْهِرُهُ اللّهِى» كرد.
    حكومت عثمانى كه ناظر كشمكش و نزاع اين دو گروه بود، چاره اى نديد جز اين كه آنها را از همديگر جدا كرده، و از آنجا تبعيد سازد، بنا به نوشته عبد الحسين آيتى (آواره) در كتاب "الكواكب الدّريه": حسينعلى را با 73 نفر از پيروانش به شهر "عكّا" (از شهرهاى فعلى اسرائيل) و ميرزا يحيى صبح ازل را با سى نفر از پيروانش به قِبرس تبعيد كرد.[11]

    [1]. در مقدمه نقطة الکاف، ص لح.
    [2]. این وصیت نامه را ادوارد براون از متن خط علی محمد باب استنساخ کرده و در کتاب نقطة الکاف منتشر نموده است. (مقدمه نقطة الکاف، ط بریل در لیدن سنه ی 1328 هجری، ص له).
    [3]. نبیل به حساب ابجد مساوی با 92 است. چنانکه کلمه ی محمد به حساب ابجد مساوی با 92 است. علی قبل از نبیل یعنی علی قبل از محمد (علی محمد).
    [4]. وحید به حساب ابجد مساوی با 28 است، چنانکه کلمه ی یحیی (به استثنای الف آخرش) مساوی با 28 است. و منظور باب از وحید همان یحیی صبح ازل است.
    [5]. برای اطلاع از این نصوص ر. ک، بهائیان، محمد باقر نجفی، ص 290 به بعد.
    [6]. نقطة الکاف، ص 38.
    [7]. بدیع، ص 308.
    [8]. بدیع، ص 379.
    [9]. همان، ص 326.
    [10]. همان، ص 312.
    [11]. بابی گری و بهائی گری، ص 55 – 61.

    کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن

    ای کاش در رکاب امامم شوم شهید ...

    معلوم شد دستی شراب انداخته ست از من
    در خمره ای انگار با انگور خوابیدم ...

  2. # ADS
    Circuit advertisement
    تاریخ عضویت
    Always
    نوشته ها
    Many
     

  3. #2
    حق آب و گل داره خادم اهلبیت آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jan 2011
    محل سکونت
    خوزستان آوردگاه سرخ دلیران
    نوشته ها
    1,812
    تشکر
    1
    تشکر شده 1 بار در 1 ارسال

    پیش فرض

    حالا این کاربر ما چقدر بدبخته که عقب عقب رفته تا افتاده تو چاه اینا ؟
    از همون اول هم معلوم بود سرش خالی بود و پوچگرایی از سر و رویش می بارید .
    آخه ترقی های مردم رو به بالاست و این از روی پایین می ترقه .:khande::khande::khande::khande:؟
    حسین من انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والاکم و عدوا لمن عاداکم . الی یوم القیامه کانال شعر من در ایتا : شعر (اسرار درون )

  4. #3
    مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان خادم الزینب آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    مازندران
    نوشته ها
    13,433
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    پیش فرض

    چــــــه جالب
    اسم تاپیک و دیدم گفتم این دیگه چیه :دی
    دعا بکن؛
    ولی اگر اجابت نشد؛
    با خدا دعوا نکن؛
    میانه ات با او به هم نخورد؛
    چون تو جاهلی؛
    و او عالم و خبیر ...


    چیزی و نفهمیدی منکرش نباش...

  5. #4
    داره خودمونی میشه زهرا بانو7 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2014
    محل سکونت
    بوشهر
    نوشته ها
    99
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    پیش فرض

    جاب بود تشکر
    حضرت علی می فرماید :

    درکمین فرصت هاباشیم ....

+ ارسال نظر

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. شیعه بی سواد "از نگاه علامه امینی " کیست؟
    توسط خادم الزینب در انجمن مباحث ديگر بخش اسلامی
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 20-11-2013, 06:19
  2. تصاویر/ این کار کیست؟
    توسط محبّ الزهراء در انجمن گالری عکس موضوعی
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 12-08-2013, 10:50
  3. فطریه بر عهده کیست؟
    توسط محبّ الزهراء در انجمن مباحث ديگر بخش اسلامی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 06-08-2013, 23:49
  4. پادشاه آينده عربستان کیست؟
    توسط Hamid در انجمن مقالات
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 18-07-2013, 06:03
  5. خطاط محراب جمکران کیست؟ +عکس
    توسط خادم الزینب در انجمن مباحث ديگر بخش اسلامی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 19-06-2013, 12:08

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را دارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •