+ ارسال نظر
نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1

موضوع: اگر تو فارغی از حال دوستان یارا / فراغت از تو میسر نمی‌شود ما را (غزل4)

  1. #1
    مدیرکل انجمنهای نور آسمان vorojax آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jun 2008
    محل سکونت
    همشهری حضرت عشق
    نوشته ها
    7,290
    تشکر
    4
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    پیش فرض اگر تو فارغی از حال دوستان یارا / فراغت از تو میسر نمی‌شود ما را (غزل4)

    غزل ۴
    اگر تو فارغی از حال دوستان یارا
    فراغت از تو میسر نمی‌شود ما را

    تو را در آینه دیدن جمال طلعت خویش
    بیان کند که چه بودست ناشکیبا را

    بیا که وقت بهارست تا من و تو به هم
    به دیگران بگذاریم باغ و صحرا را

    به جای سرو بلند ایستاده بر لب جوی
    چرا نظر نکنی یار سروبالا را

    شمایلی که در اوصاف حسن ترکیبش
    مجال نطق نماند زبان گویا را

    که گفت در رخ زیبا نظر خطا باشد
    خطا بود که نبینند روی زیبا را

    به دوستی که اگر زهر باشد از دستت
    چنان به ذوق ارادت خورم که حلوا را

    کسی ملامت وامق کند به نادانی
    حبیب من که ندیدست روی عذرا را

    گرفتم آتش پنهان خبر نمی‌داری
    نگاه می‌نکنی آب چشم پیدا را

    نگفتمت که به یغما رود دلت سعدی
    چو دل به عشق دهی دلبران یغما را

    هنوز با همه دردم امید درمانست
    که آخری بود آخر شبان یلدا را
    اللهم عجل لولیک الفرج


    لــــطــف الــــهـی بکند کار خویش
    مـژده رحـــــمــــــت برساند سروش



  2. # ADS
    Circuit advertisement
    تاریخ عضویت
    Always
    محل سکونت
    Advertising world
    نوشته ها
    Many
     

+ ارسال نظر

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را دارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •