+ ارسال نظر
نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1

موضوع: شب فراق نخواهم دواج دیبا را / که شب دراز بود خوابگاه تنها را (غزل 5 )

  1. #1
    مدیرکل انجمنهای نور آسمان vorojax آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jun 2008
    محل سکونت
    همشهری حضرت عشق
    نوشته ها
    7,290
    تشکر
    4
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    پیش فرض شب فراق نخواهم دواج دیبا را / که شب دراز بود خوابگاه تنها را (غزل 5 )

    غزل ۵
    شب فراق نخواهم دواج دیبا را
    که شب دراز بود خوابگاه تنها را

    ز دست رفتن دیوانه عاقلان دانند
    که احتمال نماندست ناشکیبا را

    گرش ببینی و دست از ترنج بشناسی
    روا بود که ملامت کنی زلیخا را

    چنین جوان که تویی برقعی فروآویز
    و گر نه دل برود پیر پای برجا را

    تو آن درخت گلی کاعتدال قامت تو
    ببرد قیمت سرو بلندبالا را

    دگر به هر چه تو گویی مخالفت نکنم
    که بی تو عیش میسر نمی‌شود ما را

    دو چشم باز نهاده نشسته‌ام همه شب
    چو فرقدین و نگه می‌کنم ثریا را

    شبی و شمعی و جمعی چه خوش بود تا روز
    نظر به روی تو کوری چشم اعدا را

    من از تو پیش که نالم که در شریعت عشق
    معاف دوست بدارند قتل عمدا را

    تو همچنان دل شهری به غمزه‌ای ببری
    که بندگان بنی سعد خوان یغما را

    در این روش که تویی بر هزار چون سعدی
    جفا و جور توانی ولی مکن یارا
    اللهم عجل لولیک الفرج


    لــــطــف الــــهـی بکند کار خویش
    مـژده رحـــــمــــــت برساند سروش



  2. # ADS
    Circuit advertisement
    تاریخ عضویت
    Always
    محل سکونت
    Advertising world
    نوشته ها
    Many
     

+ ارسال نظر

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را دارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •