+ ارسال نظر
نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1

موضوع: با جوانی سرخوشست این پیر بی تدبیر را / جهل باشد با جوانان پنجه کردن پیر را ( غزل 10 )

  1. #1
    مدیرکل انجمنهای نور آسمان vorojax آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jun 2008
    محل سکونت
    همشهری حضرت عشق
    نوشته ها
    7,290
    تشکر
    4
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    پیش فرض با جوانی سرخوشست این پیر بی تدبیر را / جهل باشد با جوانان پنجه کردن پیر را ( غزل 10 )

    غزل ۱۰
    با جوانی سرخوشست این پیر بی تدبیر را
    جهل باشد با جوانان پنجه کردن پیر را

    من که با مویی به قوت برنیایم ای عجب
    با یکی افتاده‌ام کو بگسلد زنجیر را

    چون کمان در بازو آرد سروقد سیمتن
    آرزویم می‌کند کآماج باشم تیر را

    می‌رود تا در کمند افتد به پای خویشتن
    گر بر آن دست و کمان چشم اوفتد نخجیر را

    کس ندیدست آدمیزاد از تو شیرینتر سخن
    شکر از پستان مادر خورده‌ای یا شیر را

    روز بازار جوانی پنج روزی بیش نیست
    نقد را باش ای پسر کفت بود تأخیر را

    ای که گفتی دیده از دیدار بت رویان بدوز
    هر چه گویی چاره دانم کرد جز تقدیر را

    زهد پیدا کفر پنهان بود چندین روزگار
    پرده از سر برگرفتیم آن همه تزویر را

    سعدیا در پای جانان گر به خدمت سر نهی
    همچنان عذرت بباید خواستن تقصیر را
    اللهم عجل لولیک الفرج


    لــــطــف الــــهـی بکند کار خویش
    مـژده رحـــــمــــــت برساند سروش



  2. # ADS
    Circuit advertisement
    تاریخ عضویت
    Always
    محل سکونت
    Advertising world
    نوشته ها
    Many
     

+ ارسال نظر

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را دارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •