+ ارسال نظر
نمایش نتایج: از 1 به 2 از 2

موضوع: زخم وفات تو

  1. #1
    حرفه ای عمار رهبری آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    نوشته ها
    751
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    پیش فرض زخم وفات تو

    زخم وفات تو

    وقتی که خاطرات شیرین تو را ورق می‏زنم، تو را سرشار از عشق به رسول خدا(ص) می‏بینم.
    از آن ثانیه که میهمان لحظه ‏های عشق عمیق تو به محمّد (ص) شدم، خودم را برای همیشه به پنجره محبت تو گره زدم.

    خوش آن ساعتی که در من طلوع کردی و مرا شیفته شخصیت گلبرگ‏های روح خویش ساختی و من اسیر و مبهوت آبی بلند تو شدم!
    این امانت و درستی محمّد امین بود که زبانزد خاص و عام شد و تو را نیز دامن‏گیر کرد تا از این مهر لا یزال، تمام نجابت خویش را به پایش بریزی و همدم پاکی و شرافت آن مرد آسمانی شوی.

    غنچه محبوب الهی، حق پاکدامنی تو بود، ای بانوی آفتاب!
    سینه تاریخ، امین شبنم‏ های توست که به پای ترویج دین محمّد، از همه آنها گذشتی و پیش‏کش آیین اسلام نمودی، که شاید اگر ثروت فراوان تو و مهر و مرهم ‏های بی ‏بدیل تو نبود، رسول خدا(ص) در تبلیغ رسالتش رفیق توفیق نمی‏شد.

    قارون‏های عرب، خواستار تو بودند، امّا تو خواستار امانت و حیای محمّد(ص) شدی؛ چه سرزنش‏ها که گل نازکِ خیال تو از این پیوند مقدس، شنید که می‏گفتند: چرا ثروتمندترین زن جهان عرب باشی و با یتیم عبداللّه‏، عقد یگانگی ببندی؟

    امّا تو، نه‏ تنها چروک غم، پای جرأتت را نبست، که در اوّلین حماسه، تمامِ غلامان خویش را به او بخشیدی و تمام ثروت خود را در راه او جاودانه کردی.

    چه مصیبت جانکاه و جراحت داغی است، زخم وفات تو. برای روح نازک محمّد(ص)!
    حق بود اگر هیچ یک از همسران پیامبر(ص) به جلالت شأن تو نرسند و مهر و محبت رسول خدا(ص) نسبت به هیچ کدامشان به اندازه تو، بی‏اندازه نباشد که عایشه، روزی گفت:
    چرا این همه از خدیجه می‏گویی، در حالی که او پیرزنی بیش نبود؟!
    و پیامبر(ص) فرمود:
    خاموش عایشه! دیگر هیچ‏گاه درباره آن بانوی بزرگ چنین روا مدار که در زمانی که همه مرا تکذیب کردند، خدیجه مرا تصدیق کرد و در آن هنگام که هیچ کس به رسالتم ایمان نمی‏آورد، خدیجه نخستین زن مؤمن اسلام شد و تمام ثروتش را در کف آئینم نهاد.
    اشارات: شماره 54 - سید عبدالحمید کریمی


    تاریخ تولدت مهم نیست، تاریخ «تبلورت» مهم است....!
    اهل کجا بودنت مهم نیست، «اهل و بجا» بودنت مهم است...!
    منطقه ی زندگیت مهم نیست، «منطق زندگیت» مهم است...!
    و گذشته ی زندگیت مهم نیست،
    امروزت مهم است، که از چه گذشته ای و چه چیزی برای فرداهایت می سازی.....!

  2. # ADS
    Circuit advertisement
    تاریخ عضویت
    Always
    نوشته ها
    Many
     

  3. #2
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    نوشته ها
    34
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط عمار رهبری نمایش پست ها
    زخم وفات تو

    وقتی که خاطرات شیرین تو را ورق می‏زنم، تو را سرشار از عشق به رسول خدا(ص) می‏بینم.
    از آن ثانیه که میهمان لحظه ‏های عشق عمیق تو به محمّد (ص) شدم، خودم را برای همیشه به پنجره محبت تو گره زدم.

    خوش آن ساعتی که در من طلوع کردی و مرا شیفته شخصیت گلبرگ‏های روح خویش ساختی و من اسیر و مبهوت آبی بلند تو شدم!
    این امانت و درستی محمّد امین بود که زبانزد خاص و عام شد و تو را نیز دامن‏گیر کرد تا از این مهر لا یزال، تمام نجابت خویش را به پایش بریزی و همدم پاکی و شرافت آن مرد آسمانی شوی.

    غنچه محبوب الهی، حق پاکدامنی تو بود، ای بانوی آفتاب!
    سینه تاریخ، امین شبنم‏ های توست که به پای ترویج دین محمّد، از همه آنها گذشتی و پیش‏کش آیین اسلام نمودی، که شاید اگر ثروت فراوان تو و مهر و مرهم ‏های بی ‏بدیل تو نبود، رسول خدا(ص) در تبلیغ رسالتش رفیق توفیق نمی‏شد.

    قارون‏های عرب، خواستار تو بودند، امّا تو خواستار امانت و حیای محمّد(ص) شدی؛ چه سرزنش‏ها که گل نازکِ خیال تو از این پیوند مقدس، شنید که می‏گفتند: چرا ثروتمندترین زن جهان عرب باشی و با یتیم عبداللّه‏، عقد یگانگی ببندی؟

    امّا تو، نه‏ تنها چروک غم، پای جرأتت را نبست، که در اوّلین حماسه، تمامِ غلامان خویش را به او بخشیدی و تمام ثروت خود را در راه او جاودانه کردی.

    چه مصیبت جانکاه و جراحت داغی است، زخم وفات تو. برای روح نازک محمّد(ص)!
    حق بود اگر هیچ یک از همسران پیامبر(ص) به جلالت شأن تو نرسند و مهر و محبت رسول خدا(ص) نسبت به هیچ کدامشان به اندازه تو، بی‏اندازه نباشد که عایشه، روزی گفت:
    چرا این همه از خدیجه می‏گویی، در حالی که او پیرزنی بیش نبود؟!
    و پیامبر(ص) فرمود:
    خاموش عایشه! دیگر هیچ‏گاه درباره آن بانوی بزرگ چنین روا مدار که در زمانی که همه مرا تکذیب کردند، خدیجه مرا تصدیق کرد و در آن هنگام که هیچ کس به رسالتم ایمان نمی‏آورد، خدیجه نخستین زن مؤمن اسلام شد و تمام ثروتش را در کف آئینم نهاد.
    اشارات: شماره 54 - سید عبدالحمید کریمی


    مرسی از مطالب

+ ارسال نظر

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. علت وفات حضرت زینب سلام الله علیها چه بوده است؟
    توسط mahdishata در انجمن حضرت زینب(س)
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 26-05-2013, 22:46
  2. زهرا(س) از شدت جراحات به شهادت رسید یا از داغ وفات رسول خدا؟
    توسط خادم الزینب در انجمن فاطمة الزهراء (س)
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 06-04-2013, 21:07
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 13-06-2012, 10:59
  4. بررسي آيه ي «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَي النِّسَاءِ» با رويكرد به تفاسيرشيعي (1)
    توسط يادشهيد در انجمن مباحث مرتبط با زندگی ، خانواده و اجتماع
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 12-03-2012, 16:48
  5. صیغه خوب یابد
    توسط KARAVAN در انجمن اعتقادي
    پاسخ: 35
    آخرين نوشته: 04-06-2010, 18:56

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را دارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •