آن کسي که به واقع وضع موعود را ميشناسد - و نه چون کودک آرزو زدة آرمانگرا، که از واقعياتِ وضع موجودِ اطراف خود غافل است- آري؛ آنكس كه وضع موعود را به واقع ميشناسد، نميتواند به انقلاب اسلامي به عنوان دريچه طلوع وضع موعود دل نبندد، وگرنه در ظلماتِ وضع موجود، حيران ميشود و معني زندگي را گم ميكند.
بعضيها چون تصور صحيحي نه از وضع موجود دارند و نه از وضع موعود، در برخورد با كوچكترين مشكل، آرزوي ظهور امام زمان(عج) را ميكنند و در رابطه با سالگرد تولد حضرت(عج) همينقدر ميفهمند كه بگويند: مهدي جان تولدت مبارک! ما اينها را همچون کودکِ آرزو زده ميدانيم. اصلاً در تصور خود چيزي را آرزو ميکنند كه نه به آن شکلي که آنها تصور ميکنند، شدني است و نه به درد ميخورد.
يکي از اصحاب؛ خدمت امام معصوم(ع) ميآيد و ميگويد، «آقا! إنشاءالله دولت حق بيايد تا شما اندکي از اين سختيها راحت شويد و ما هم به يک نان و نوايي برسيم». حضرت ميفرمايند: «امروز؛ روزهاي راحتي ما است»، «لا يکونَ ذلکَ حتّي تَمْسَحوا العَرَق و العَلَق»[1](بحارالانوار، ج 52، ص 358) آن نهضت به نتيجه نميرسد مگر اينکه در ميدانِ مبارزه عرق بريزيم و خونها ريخته شود.
منظور عرضم اين است كه «فرهنگ انتظار» يك آرزوي كودكانه نيست، يك فرهنگ عميق و دقيقي است كه براي شناخت آن بايد برنامهريزي كرد و خود را براي تحول اساسي در مباني جهانِ موجود آماده نمود و معلوم است كه اين كار با سختيهاي جانكاه همراه است، هرچند آن سختيها زيبا است. آري؛ سختي در راه تحقق عالَم بقيةاللهي فقط زيبايي است، مثل زندگي جوانان جبهه. شما ميديديد آنها تا حدّ تكهتكهشدن جلو ميرفتند ولي از سختيِ آن هيچ نميهراسيدند. آنهايي که شهيد نشدند ولي مزه شهادت را چشيدند از اين که شهادت برايشان پيش نيامده است دارند دق ميکنند، ميديديد جوانان جبهه نه راحتي بدني داشتند نه رفاه غذايي، ولي چون ميدانستند چگونه در حال تغيير مناسبات جهاني هستند، آن سختيها برايشان شيرين بود، پس قضية انتظارِ ظهور حضرت يك مسألة آرزو زدگي نيست، بلكه دقيقاً علمي و قابلاطمينان و جدّي است.
آنکس که بهواقع ادامه وضع موعود را ميشناسد و فلسفه تحقق آن را ميداند، نهتنها آدمِ آرزو زدهاي نيست، بلكه متوجه واقعيات مهمّ تاريخ است و در راستاي همين واقعبيني است كه به انقلاب اسلامي به عنوان دريچه رسيدن به وضع موعود دل ميبندد و نه تنها به شعارها و اهداف انقلاب اسلامي اميدوار است، بلكه ميداند ظرفيت نظام عالم بسيار بيشتر از اينها است. و اگر از چنين آينده روشني غفلت كند، در ظلمت وضع موجود تمام امكانات تعالي خود را از دست ميدهد.
وقتي که از انقلاب اسلامي حرف ميزنيم، متأسفانه به جهت ظلمات فرهنگ مدرنيته، از حرف ما صرفاً برداشت سياسي ميشود و افقهاي ديني و تاريخي آن مدّنظر قرار نميگيرد و لذا از افق واقعي آن در تاريخ حال و آينده دور ميشويم.
ما يک عمر با ادلّهاي محکم گفتهايم که؛ «امام معصوم هست و جهان، ظرفيت جاريشدن حكم امام را در همه جريانهاي اجتماعي، اقتصادي، سياسي و تربيتي دارد» و از همان زاويه هم انقلاب اسلامي را ميبينيم.
اين كه چه اندازه انقلاب اسلامي در متن روابط و زندگي اجتماعي انسانها حاکم است، بحث ديگري است و عدمحضور كامل اهداف آن در روابط اجتماعي، سياسي، اقتصادي منجر نميشود كه ما از آن منصرف شويم، همانطور كه غيبت وجود مقدس صاحبالامر(عج) ما را از او منصرف نميكند.
شما عنايت داشته باشيد كه از چه زاويهاي رسالت و جايگاه تاريخي انقلاب اسلامي را تحليل ميكنيم، و در همين راستا؛ محال است کسي نظر به وضع موعود عالم داشته باشد و دريچة ظهور وضع موعود را، انقلاب اسلامي نشناسد.
يک حقيقتي در باطنِ عالم وجود دارد به نام «حقيقتِ حضرت بقيةالله(عج) » كه عبارت باشد از حضور انسانِ تامّ و تمام در متن عالَم وجود كه نقش واسطة فيضبودنِ بين ارض و سماء را دارد و به اندازهاي كه زمين و زمينيان آماده باشند، در روابط اجتماعي و فردي انسانها ظهور ميكند و در راستاي چنين معرفتي عرض ميكنم، واقعهاي كه در سالهاي اخير به نام انقلاب اسلامي در اين كشور اتفاق افتاد، محل و مدخلِ انکشاف وضع عالَم بقيةالله است، که اگر شما اين واقعه را درست نشناسيد و جايگاه ديني و تاريخي آن را نيابيد، آخرالزمان را گم ميكنيد و محال است شما به وضع تحقق نور آخرالزمان برسيد.
البته لازم است به مقدماتي كه عرض شد التفات بفرمائيد و ببينيد از چه جايگاهي اين حرف گفته ميشود، وگرنه هرگز ما رفتارهاي غيرعاقلانه كساني را كه به ظاهر طرفدار انقلابند ولي حقيقت انقلاب را به حجاب ميبرند، تأييد نميکنيم و نه تنها تأييد نميكنيم كه بسياري از اين كارها را عامل به حجاببردن انقلاب و عقبانداختن ظهور حضرت صاحبالامر(عج) ميدانيم، حالا اينها با حجاب مدرنيته يا با حجاب تعصب كور موجب به تأخيرانداختن ظهور حضرت صاحبالامر(عج) ميشوند، فرقي نميكند.
بهگونهاي انقلاب اسلامي را ببينيد که امام خميني«رحمةاللهعليه» آن را ميديد كه فرمود: «ميخواهيم اين انقلاب را به صاحب اصلياش تقديم کنيم».
شما به دليل اعتقاد به مهدويت بايد به انقلاب اسلامي توجه داشته باشيد. متأسفانه چون جنبة سياسيزدگيِ مدرنيته بر ذهنها سايه انداخته است، هر چه بخواهيم در مورد انقلاب اسلامي بحث مبنايي انجام دهيم، ذهنها روي جنبههاي سياسي صِرف ميرود و باز انقلاب در حجاب مدرنيتهگُم ميشود، ولي با مقدماتي که عرض شد بيشتر عنايت بفرماييد تا معلوم شود در اين انقلاب دنبال چه هستيد. اگر اين عالم براساس اينکه خدايش حکيم است و به انسانها نظام اَحسن را پيشنهاد ميکند، نگريسته شود و اگر متوجه شويم اين عالَم به موعودي ميانديشد كه شرايط خاصي دارد و به وجه آرماني زندگي زميني تعلّق دارد، انكشافي خاص برايتان حاصل ميشود كه در نور آن ميتوانيد همهچيز را درست بررسي كنيد، هم ظلمات مدرنيته را، و هم نور انقلاب اسلامي را، به عنوان مرحلة گذار از وضع موجود به وضع موعود.
اصغرطاهرزاده
سايت گروه فرهنگي الميزان